چگونه هسته را تشخیص دهیم

 
helpkade
چگونه هسته را تشخیص دهیم
چگونه هسته را تشخیص دهیم



{{ successMsg }}

{{ errorMsg }}

لطفا کدی که برای شما ارسال شده است را وارد کنید.چگونه هسته را تشخیص دهیم

بنظر میرسد شما قادر به دریافت پیامکهای ما نیستید!
لطفا برای فعال سازی کد
{{ receive_code }}

را از طریق شماره
{{ identity }}

به شماره
10001883

ارسال کنید.
منتظر بمانید تا فعال سازی انجام شود!

لطفا برای حساب خود رمز عبور وارد کنید.

لطفا کدی که برای شما ارسال شده است را وارد کنید.

بنظر میرسد شما قادر به دریافت پیامکهای ما نیستید!
لطفا برای فعال سازی کد
{{ receive_code }}

را از طریق شماره
{{ identity }}

به شماره
10001883

ارسال کنید.
منتظر بمانید تا فعال سازی انجام شود!

لطفا برای حساب خود رمز عبور وارد کنید.

برای استفاده بسیاری از امکانات گاما و خیلی از وبسایت ها باید جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.

برای این کار باید به تنظیمات مرورگر خود مراجعه کنید.
در صورت نیاز به راهنمایی اینجا کلیک کنید..

{{ total }} مورد پیدا کردم!

نمونه سوال+44,000

محتوای آموزشی+23,000

پرسش و پاسخ+18,000

آزمون آنلاین+4,000

درسنامه آموزشی +1,300

مدرسه یاب+130,000

نمونه سوال

محتوای آموزشی

پرسش و پاسخ

آزمون آنلاین

درسنامه آموزشی

مدرسه یاب

معلم خصوصی

چگونه هسته را درون گروه های اسمی تشخیص بدهیم ؟

3

گروه اسمی چیست ؟
به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند .
گروه چیست ؟ گروه در این جا به معنای اصطلاحی که تا کنون با آن سر و کار داشته اید نیست . یعنی مثلاً ما در زندگی خود تا زمانی که چند چیز در کنار هم قرار نگیرند ، به آن گروه نمی گوییم . مثلاً ما به مجموع چند نفر گروه می گوییم . ولی هیچ گاه به یک نفر گروه نمی گوییم.
توجّه : گروه در زبان فارسی چنین معنایی ندارد . یعنی ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم .
مثال : ” مداد ” یک گروه اسمی است . ” مداد مشکی ” هم یک گروه اسمی است . ” چهار مداد مشکی ” هم یک گروه اسمی است .
توجّه : در هر گروه یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد .پس وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .
چگونه یک اسم را در جمله تشخیص دهیم ؟
به این جمله دقت کنید :
من برای خرید کفش به بازار رفتم .
سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟
پاسخ : 3 گروه
1- من 2- خرید کفش 3- بازار
من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .
خرید کفش ، پس از حرف اضافه ی ” برای ” قرار گرفته و متمم است . که “خرید ” در این جا هسته و “کفش ” وابسته است.
بازار ، پس از حرف اضافه ی ” به ” قرار گرفته و متمم است .
می دانیم که متمم ها همیشه اسم هستند . در کل کلماتی که در نقش های مختلف ( متمم ـ مفعول ـ قید ـ مسند ) قرار می گیرند ، اسم هستند .پس شما اگر بتوانید نقش ها را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .
1- خرید کتاب : اگر کلماتی را دیدید که با کسره به کلمه ی پس از خود متصل می شوند ، هسته هستند .
یعنی در یک گروه اولین کلمه ای که کسره می گیرد ” هسته ” و بقیه ی کلمات وابسته هستند .
مثال : در گروه ” مداد مشکی من ” مداد ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته هستند . مشکی وابسته و من وابسته ی وابسته است .
سوال : در گروه ” این خانه ی بزرگ ” هسته و وابسته را مشخص کنید ؟
پاسخ : هسته ← خانه وابسته ی پیشین ← این وابسته ی پسین ← بزرگ
نتیجه : پس وابسته ها پیش یا پس از اسم قرار می گیرند . از همین رو زبان شناسان وابسته های را به دو گروه تقسیم می کنند .
1- وابسته های پیشین 2- وابسته های پسین
وابسته های پیشین
صفت اشاره ) مانند : این ، آن ، همین ، همان ، چنین ، چنان ، آن گونه ، این گونه و …. .
این کتاب ، آن دوست ، همین خانه ، همان مداد ، همین ماشین ، چنین مردی ، چنان کاری
دقت کنید ، این کلمات زمانی صفت هستند که همراه اسم به کار روند و گرنه به تنهایی ضمیر هستند .
مثال : برادرم آن را برداشت . در این جا کلمه ی ” آن ” به یک چیزی که نامش نیامده اشاره دارد ، یعنی به جای آن کلمه آمده است و ضمیر نام دارد . ولی اگر بگوییم ” برادرم آن ساعت را برداشت ” آن صفت است زیرا همراه یک اسم ( ساعت ) به کار رفته است .
نکته: هرگاه بعد از واژه های اشاره شده مکث کوتاهی شود ، یعنی بتوانیم بعد از آن ها نشانه ی ” ، ” بگذاریم باز واژه ی مورد نظر «ضمیر اشاره» است.
مثال: این ، مجید است .
صفت پرسشی ) هرگاه واژه های « کدام ،کدامین، چه ،چگونه ،چطور، چه جور ،چه سان، چه قدر، چه اندازه ،چه مقدار ،چند، چندم ،چندمین ،هیچ و….» همراه با اسم بیایند «صفت پرسشی» نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند.
مثال: کدام كتاب را دوست داري؟ ( صفت اشاره ) كدام را دوست داري ؟ ( ضمیر اشاره )
۳) صفت مبهم: هرگاه نشانه های مبهم « هر،همه،هیچ،فلان، چندین، خیلی، کمی، بسیاری، اندکی ،قدری، برخی، بعضی ،پاره ای، چندان ،…» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اند و اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «اسم مبهم» اند.
مثال: همه ی مردم آمدند . همه همراه با اسم است پس ← صفت مبهم
همه ، آمدند . همه ، همراه با اسم نیست پس ← ضمیر مبهم
نکته:هرگاه « چند، چندین ، هیچ » مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشانه مبهم نیستند و صفت پرسشی به حساب می آیند .
مثال: هیچ عاقلی را می شناسی؟
همچنان که مثلاً کلمه ی ” چه ” می تواند ضمیر پرسشی یا ضمیر تعجبی باشد . به مثال ها توجه کنید .
چه کتابی خریدی ؟ چه ، صفت پرسشی است .
چه کتاب زیبایی ! چه ، صفت تعجبی است .
یعنی در تشخیص این گونه مباحث باید به معنا توجه لازم و کافی کرد .
۴) صفت تعجبی: هرگاه واژه های «چه، ،عجب،چقدر» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند و اگر به تنهایی بیایند ، «ضمیر تعجبی» اند.
مثال: چه کار خوبی کردی ! چه وابسته ی پیشین و صفت تعجبی است . کار هسته است .
چه کردی ! کار هسته است . و به قرینه لفظی حذف شده است . ما در درسی دیگر حذف به قرینه را توضیح خواهیم داد .
۵) صفت شمارشی:
الف)صفت شمارشی اصلی: هر گاه اعداد یک تا بی نهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی بیایند «ضمیر شمارشی»اند
مثال : یک مسلمان نباید دروغ بگوید . یک وابسته پیشین و صفت شمارشی اصلی است .
ب) صفت شمارشی ترتیبی: صفتی است که با لفظ «-مین» یا «-م» همراه است . صفتی که با «_مین» همراه می شود وابسته پیشین و صفتی که با « -م» همراه می شود وابسته پسین است.
مثال: چهارمین سال تولد برادرم را جشن گرفتیم . سوم وابسته ی پیشین و صفت شمارشی است . سال هسته است .
خرداد ، ماه سوم سال است . سوم وابسته ی پسین و صفت شمارشی است . ماه هسته است .
۶) صفت عالی : همه ی صفت هایی که وند «ترین»را به دنبال دارند «صفت عالی» هستند
مثال: دیدن او بزرگ ترین آرزوی من است . بزرگ ترین وابسته ی پیشین و آرزو هسته است .
۷) شاخص: عناوین و القابی را می گویند که پیش از اسم می آیند . شاخص ها بی هیچ فاصله ای در کنار هسته قرار می گیرند و خود اسم یا صفت هستند و می توانند در جای دیگری هسته گروه اسمی باشند .
مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام ، شهید و …
مثال: دکتر احمدی وارد شد . دکتر وابسته ی پیشین و شاخص است .
مثال: امام علی (ع) فرمودند . امام وابسته ی پیشین و شاخص است .

13

فرایند تعیین هسته به این صورت است:
1- همۀ گروه¬ها دارای هسته هستند.
2- در گرو‌ه¬های یک‌کلمه‌ای همان کلمه هسته گروه اسمی است:
مریم رفت{مریم هسته گروه اسمی}
3- نشانۀ هسته (ـِ) است. اولین کلمه‌ای که این علامت را داشته باشد هسته است: کتابِ فارسیِ سالِ یازدهمِ رشتـۀ تجربی: کتاب هسته است.
توجه: کلمه‌های مانند:‌برای، داخلِ، زیرِ، مانندِ، مثلِ، بالایِ… در زبان فارسی حرف‌اند و همیشه به‌صورت اضافی به کار می‌روند. این کلمه‌ها هسته نیستند: داخل کمد لباس‌ها: کمد هسته است.
توجه: ضمیر متصل بدون (ـِ) به کلمۀ قبل اضافه می‌شود: کتابش در این صورت کتاب هسته است.
4- در گروه‌های که نشانۀ اضافه (ــِ) نباشد آخرین کلمۀ هسته است: چهار دستگاه ماشین: ماشین هسته است
5- ی نکره جزء هسته نیست.

8

یک متن میخوام که گروه اسمی و هسته توی اون مشخص شده باشد

4

با سلام
چگونه وابسته پسین و پیشین را در یک متن پیدا کنیم به ساده ترین روش؟
ممنون?

1

در هر گروه ، اولین کلمه ای که نقش نمای اضافه بگیره (( ِ ، ی )) یا آخرین کله ای که نقش نمای اضافه ندارد ؛ هسته است

1

بسیار ساده
۱-به اولین کلمه ای که در یک جمله کسره بگیرد هسته میگن کسره همون ِ کوچک هست
مسال
گل زیبا. این گروه اسمی گل اسم زیبا وابسته
چون اولی کلمه ای هست که ِ همون کسره گرفته چگونه هسته را تشخیص دهیم

0

سلام آااااااااااالللللللللللللللللللللللللبب

0

تحت چه شرایطی میتونیم دو تا هسته ت ی گروه اسمی داشته باشیم
لطفا پاسخ بدید

0

۶گروه اسمی وهسته را مشخص کن
علم ودانش ودستاوردهای جدید زیست انسان را دگرگون میکند
کدوم میشه

0

سلام
اگه کسی فارسیش خوبه لطفا شمارشو بهم بده

0

سلام در جمله زیر فروشنده هسته هستش یا وابسه
مینا کتاب را از فروشنده خرید
ممنون

0

کدام بخش هسته است؟
این‌اجازه نامه ی کسب

0

کدام بخش هسته است؟
(به کتر گیری درست تلفن همراه)

0

اگر هیچ اسمی کسره نگرفت،آخرین کلمه هسته است

0

اسمی که کسره یا ی بگیرد هسته است

-1

سلام فروشنده در جمله زیر هسته هست یا وابسته
مینا کتاب را از فروشنده خرید
ممنون

-1

در این جمله مرد توانگر به بازار رفت هسته و وابسته چیست

-1

سلام .هسته و وابسته ها و صفات این جمله رو میخواستم.
ازهیچ چیز، بیم مدارید، تاب و تحمل سختی هارا داشته باشید

-1

هیچگاه شیش تا هسته رو تو یه جمله نداریم

-1

اولین کلمه ای که کسره بگیره ، هسته میشه

-1

کلمه معنای کامل داشته باشد.وابسته های پیشین و پسین را حذف کنیم

-1

اولین اسمی که کسره بگیرد

-1

گروه

 واژه ها ي پي در پي را كه در جمله به اتفاق هم يك نقش دستوري ايفا مي كنند ،گروه  مي نامند . 

يكي از گروه ها گروه اسمي است كه به توضيح آن مي پردازيم .  

معرفي گروه اسمي

گروه اسمي يك واحد نحوي است كه در ساخت جمله درجايگاه هاي نهاد،مفعول ،متمم،مسند،مضاف -چگونه هسته را تشخیص دهیم

اليه،بدل ومنادا قرار مي گيرد وهسته ي آن« اسم» است.گروه اسمي تكرار پذيرترين گروه درجمله است

علت تكرارزياد اين گروه نقش هاي متنوعي  است كه در جمله مي پذيرد . 

وجود هسته در گروه اسمي اجباري ووجود وابسته ها اختياري است . 

ملاك هاي تشخيص اسم

1- واژه هايي كه در نقش هاي نهاد ،مفعول ،متمم،مسند ،مناداومضاف ٌاليه به كار مي روند. 

2-اسم ها -غير از اسم خاص- نشانه ي نكره مي پذيرند . مانند:  كتابي 

3-اسم ها جز- اسم خاص – وابسته هاي پيشين مي پذيرند . مثال :اين كتاب

4-اسم ها غير از- اسم خاص- جمع بسته مي شوند . نظير: كتاب ها 

چگونگي تشخيص هسته ي گروه اسمي 

هرگاه در يك گروه اسمي بيش از يك اسم وجود داشته باشد،تنها يكي از آنها هسته است وآن اسمي

است كه معمولاًمفهوم اصلي گروه اسمي را تشكيل مي دهد .  

براي تشخيص آن با يد به موارد زير توجّه كرد.  

1- اگر گروه اسمي جايگاه نهاد را اشغال كند ،فعل جمله از نظر شخص وشمار تنها با اسمي مطابقت

مي كند كه نقش هسته را بر عهده دارد. 

مثال:«  دبيران مدرسه ي ما فردا در يك جلسه ي عمومي شركت خواهند كرد .» 

در اين جمله گروه اسمي “دبيران مدرسه ي ما “نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشكيل شده است كه فعل

 جمله تنها با واژه ي “دبيران”مطابقت دارد . 

2-ملاك ديگر براي تشخيص هسته ي گروه اسمي اين است كه معمولاًاولين واژه اي كه در گروه اسمي

نقش نماي اضافه مي گيرد ،هسته است .

مثال :”آن دو درخت تنومند همسايه “

۳- اگردر گروه اسمي هيچ كدام از واژه ها  نقش نماي اضافه ندارند ،هسته آخرين واژه است . 

مثال :اين چند دانش آموز 

                    هسته

  كه  اگر آن را گسترش دهيم ،دانش آموز اولين واژه اي است كه نقش نماي اضافه مي گيرد . 

“اين چند دانش آموز ِ زرنگ”

هرگاه در یک گروه اسمی بیش از یک اسم وجود داشته باشد، تنها یکی از آنها هسته است و آن اسمی است که معمولاً مفهوم اصلی گروه اسمی را تشکیل می دهد.
برای تشخیص آن باید به موارد زیر توجّه کرد.
۱- اگر گروه اسمی جایگاه نهاد را اشغال کند ، فعل جمله از نظر شخص و شمار تنها با اسمی مطابقت می کند که نقش هسته را بر عهده دارد.
مثال:« دبیران مدرسه ی ما فردا در یک جلسه ی عمومی شرکت خواهند کرد .»
در این جمله گروه اسمی “دبیران مدرسه ی ما ” نقش نهاد را دارد و از سه واژه تشکیل شده است که فعل جمله تنها با واژه ی “دبیران” مطابقت دارد .
۲- ملاک دیگر برای تشخیص هسته ی گروه اسمی این است که معمولاً اولین واژه ای که در گروه اسمی نقش نمای اضافه می گیرد، هسته است .
مثال :” آن دو درخت تنومند همسایه ”
۳- اگر در گروه اسمی هیچ کدام از واژه ها نقش نمای اضافه ندارند، هسته آخرین واژه است.
مثال : این چند دانش آموز
هسته
که اگر آن را گسترش دهیم، دانش آموز اولین واژه ای است که نقش نمای اضافه می گیرد.
“این چند دانش آموز ِ زرنگ”
هسته

۳- در گروه اسمی به سه روش زیر شناخته می شود:
الف) اگر گروه اسمی از یک واژه بیشتر باشد، اوّلین واژه ای که نقش نمای کسره (-ِ) می گیرد هسته است. باغِ گیلاس پسر همسایه
ب) اگر هیچ کدام از واژه ها نقش نما(-ِ) نداشته باشد آخرین واژه در آن گروه، هسته است. همان چهار دستگاه رادیو
پ) از طریق شناسایی وابسته های پیشین و پسین. این مورد مستلزم تسلط کامل دانش آموز در تشخیص وابسته های اسم است.


نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چگونه هسته را تشخیص دهیم

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.




تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان شميم ادب و آدرس hamidreza57.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.


 

هرگاه در یک گروه اسمی بیش از یک اسم وجود داشته باشد،تنها یکی از آنها هسته است وآن اسمیچگونه هسته را تشخیص دهیم

است که معمولاًمفهوم اصلی گروه اسمی را تشکیل می دهد .  

برای تشخیص آن با ید به موارد زیر توجّه کرد.  

1- اگر گروه اسمی جایگاه نهاد را اشغال کند ،فعل جمله از نظر شخص وشمار تنها با اسمی مطابقت

می کند که نقش هسته را بر عهده دارد. 

مثال:«  دبیران مدرسه ی ما فردا در یک جلسه ی عمومی شرکت خواهند کرد .» 

در این جمله گروه اسمی “دبیران مدرسه ی ما “نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشکیل شده است که فعل

 جمله تنها با واژه ی “دبیران”مطابقت دارد . 

2-ملاک دیگر برای تشخیص هسته ی گروه اسمی این است که معمولاًاولین واژه ای که در گروه اسمی

نقش نمای اضافه می گیرد ،هسته است .

مثال :”آن دو درخت تنومند همسایه “

3- اگردر گروه اسمی هیچ کدام از واژه ها  نقش نمای اضافه ندارند ،هسته آخرین واژه است . 

مثال :این چند دانش آموز 

                    هسته

  که  اگر آن را گسترش دهیم ،دانش آموز اولین واژه ای است که نقش نمای اضافه می گیرد . 

“این چند دانش آموز ِ زرنگ”

             هسته

 

گروه اسمی چیست ؟                     

به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند .

گروه چیست ؟ گروه در این جا به معنای اصطلاحی که تا کنون با آن سر و کار داشته اید نیست . یعنی مثلاً ما در زندگی خود تا زمانی که چند چیز در کنار هم قرار نگیرند ، به آن گروه نمی گوییم . مثلاً  ما به مجموع چند نفر گروه می گوییم . ولی هیچ گاه به یک نفر گروه نمی گوییم.

توجّه : گروه در زبان فارسی چنین معنایی ندارد . یعنی ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم .

مثال : ” مداد” یک گروه اسمی است . ” مداد مشکی” هم یک گروه اسمی است . ” چهار مداد مشکی” هم یک گروه اسمی است .

توجّه : در هر گروه یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد .پس وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .

چگونه یک اسم را در جمله تشخیص دهیم ؟

به این جمله دقت کنید :

من برای خرید کفش به بازار رفتم .

سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟

پاسخ : 3 گروه

1- من      2- خرید کفش    3- بازار

من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .

خرید کفش ، پس از حرف اضافه ی ” برای ” قرار گرفته و متمم است . که “خرید ” در این جا هسته و “کفش ” وابسته است. 

بازار ، پس از حرف اضافه ی ” به ” قرار گرفته و متمم است .

می دانیم که متمم ها همیشه اسم هستند . در کل کلماتی که در نقش های مختلف ( متمم ـ مفعول ـ قید ـ مسند ) قرار می گیرند ، اسم هستند .پس شما اگر بتوانید نقش ها را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .

1- خرید کتاب :اگر کلماتی را دیدید که با کسره به کلمه ی پس از خود متصل می شوند ، هسته هستند .

یعنی در یک گروه اولین کلمه ای که کسره می گیرد ” هسته ” و بقیه ی کلمات وابسته هستند .چگونه هسته را تشخیص دهیم

مثال : در گروه ” مداد مشکی من ” مداد ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته هستند . مشکی وابسته و من وابسته ی وابسته است .

سوال : در گروه ” این خانه ی بزرگ ” هسته و وابسته را مشخص کنید ؟

پاسخ : هسته ←  خانه          وابسته ی پیشین ← این            وابسته ی پسین ← بزرگ

 

نتیجه : پس وابسته ها پیش یا پس از اسم قرار می گیرند . از همین رو زبان شناسان وابسته های را به دو گروه تقسیم می کنند .

1- وابسته های پیشین               2- وابسته های پسین

وابسته های پیشین

 صفت اشاره) مانند :  این ، آن ، همین ، همان ، چنین ، چنان ، آن گونه ، این گونه  و …. .

این کتاب ، آن دوست ، همین خانه ، همان مداد ، همین ماشین ، چنین مردی ، چنان کاری

دقت کنید ، این کلمات زمانی صفت هستند که همراه اسم به کار روند و گرنه به تنهایی ضمیر هستند .

مثال : برادرم آن را برداشت . در این جا کلمه ی ” آن ” به یک چیزی که نامش نیامده اشاره دارد ، یعنی به جای آن کلمه آمده است و ضمیر نام دارد . ولی اگر بگوییم ” برادرم آن ساعت را برداشت ” آن صفت است زیرا همراه یک اسم ( ساعت ) به کار رفته است . 

نکته: هرگاه بعد از واژه های اشاره شده مکث کوتاهی شود ، یعنی بتوانیم بعد از آن ها  نشانه ی ” ، ” بگذاریم باز واژه ی مورد نظر «ضمیر اشاره» است.

   مثال:   این   ،    مجید است .

صفت پرسشی ) هرگاه واژه های « کدام ،کدامین، چه ،چگونه ،چطور، چه جور ،چه سان، چه قدر، چه اندازه ،چه مقدار ،چند، چندم ،چندمین ،هیچ و….» همراه با اسم بیایند «صفت پرسشی» نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند.

 مثال:   کدام  کتاب  را دوست داری؟  ( صفت اشاره )                  کدام را دوست داری ؟ ( ضمیر اشاره )

3)  صفت  مبهم: هرگاه نشانه های مبهم « هر،همه،هیچ،فلان، چندین، خیلی، کمی، بسیاری، اندکی ،قدری، برخی، بعضی ،پاره ای، چندان ،…» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اند و اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «اسم مبهم» اند.

 

 

 مثال:           همه ی مردم    آمدند . همه همراه با اسم است پس ← صفت مبهم

 

                       همه   ،  آمدند . همه ، همراه با اسم نیست پس ← ضمیر مبهم

 

نکته:هرگاه « چند، چندین ، هیچ» مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشانه مبهم نیستند و صفت پرسشی به حساب می آیند .

 

                  مثال:           هیچ   عاقلی     را      می شناسی؟
همچنان که مثلاً  کلمه ی ” چه ” می تواند ضمیر پرسشی یا ضمیر تعجبی باشد . به مثال ها توجه کنید .
چه کتابی خریدی ؟ چه ، صفت پرسشی است .
چه کتاب زیبایی ! چه ، صفت تعجبی است .
یعنی در تشخیص این گونه مباحث باید به معنا توجه لازم و کافی کرد .

 4) صفت تعجبی:هرگاه واژه های «چه، ،عجب،چقدر» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند و اگر به تنهایی بیایند ، «ضمیر تعجبی» اند.

 

 مثال:     چه کار خوبی کردی !  چه وابسته ی پیشین و صفت تعجبی است .کار هسته است .

 

                  چه کردی !  کار هسته است . و به قرینه لفظی حذف شده است . ما در درسی دیگر حذف به قرینه را توضیح خواهیم داد .

 

 

 5) صفت شمارشی: 
الف)صفت شمارشی اصلی:هر گاه اعداد یک تا بی نهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی بیایند «ضمیر شمارشی»اند  

 

 مثال   :  یک مسلمان نباید دروغ بگوید . یک وابسته پیشین و صفت شمارشی اصلی است .

 

ب) صفت شمارشی ترتیبی:صفتی است که با لفظ «-مین» یا «-م» همراه است . صفتی که با «_مین» همراه می شود  وابسته پیشین و صفتی که با « -م» همراه می شود وابسته پسین است.

 

 مثال:    چهارمین سال تولد برادرم را جشن گرفتیم . سوم وابسته ی پیشین و صفت شمارشی است . سال هسته است .

 

   خرداد ، ماه سوم سال است . سوم وابسته ی پسین و صفت شمارشی است .ماه هسته است .

  6) صفت عالی :همه ی صفت هایی که وند «ترین»را به دنبال دارند «صفت عالی» هستند

 

 مثال:          دیدن  او  بزرگ ترین آرزوی من است . بزرگ ترین وابسته ی پیشین و آرزو هسته است .

 

 7) شاخص: عناوین و القابی را می گویند که پیش از اسم می  آیند . شاخص ها بی هیچ فاصله ای در کنار هسته قرار می گیرند و خود اسم یا صفت هستند و می توانند در جای دیگری هسته گروه اسمی باشند .

 

  مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام  ، شهید و…

 

 

 

 تیتراژ

 

مقدمهستایشآفرینش همه تنبیه خداوند دل است سفرعجایب صنع حق تعالیپروازمثل آینه کار و شایستگیباغبان نیک اندیشهمنشیندریچه شکوفاییآداب زندگیشو خطر کنپرتو امیدهم‌زیستی با مام میهن

دور اندیشیراز موفقیتآرشی دیگرنیک رایانزن پارسادروازه ای به آسمانپیام‌آور رحمتسیرت سلمانآشنای غریبانپیدای پنهانبود قدر تو افزون از ملائکآرزوشازده کوچولودو نقاشبیا تا برآریم دستی ز دل

  دانلود

 

درس اول

1-چه کسانی درکلاس جنگل سبزآرزوهای خود را مطرح کردند؟شبنم-دانه-غنچه-جوجه گنجشک-جوجه ی پرستو-جوجه های کبوتران ومعلم.

2-منظورشبنم ازجمله ی(می خواهم آفتاب شوم)چیست؟منظورش این است که می خواهم با گرمای خورشیدبخارشوم وبه آسمان بروم وباخورشید یکی شوم. ویا مثل آفتاب پر نور شوم

3-معلم برای بچه ها چه آرزویی کرد؟آرزوکردهمه ی بچه ها به آرزوهایشان برسند.

 

4-اگر شما در جنگل سبز بودید چه آرزویی می کردید؟آرزوی طبیعتی پایدار

 پاسخ خود ارزیابی ادبیات هشتم

 درس اول ص14 

پاسخ سوال 1:

در اینجا منظور از ((خانه خوب خداست)) خانه مسجد است.

پاسخ سوال2:

((نور))نام خداست و روشنی نشان اوست.منظور این است که وجود خدا سراسر نور است و از تاریکی در وجود او هیچ خبری نیست.

پاسخ سوال3:

بهترین راه شناخت خداوند،شناختن او از طریق موجودات است.زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و … موجودات،نشانه زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و … خداوند است؛زیرا هر موجودی در اصل نمود و نمایشگری از وجود خداوند است.

 دریافت کتاب فارسی پایه نهم 

دریافت کتاب آموزش مهارتهای نوشتاری پایه نهم 

دریافت کتاب فارسی پایه هشتم

دریافت کتاب آموزش مهارتهای نوشتاری پایه هشتم

دریافت کتاب فارسی پایه هفتم

دریافت کتاب آموزش مهارتهای نوشتاری پایه هفتم

 

 

درس اول ص14 

پاسخ سوال 1:

در اینجا منظور از ((خانه خوب خداست)) خانه کعبه است.

پاسخ سوال2:

((نور))نام خداست و روشنی نشان اوست.منظور این است که وجود خدا سراسر نور است و از تاریکی در وجود او هیچ خبری نیست.

پاسخ سوال3:

بهترین راه شناخت خداوند،شناختن او از طریق موجودات است.زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و … موجودات،نشانه زیبایی،پیچیدگی،مهربانی و خشم و … خداوند است؛زیرا هر موجودی در اصل نمود و نمایشگری از وجود خداوند است.


 

 

جهت آشنایی دانش آموزان با ضرب المثل ها و تقویت روخوانی آن ها

می توانید از این لینک استفاده کنید…

روی تصویر کلیک کنید.

برگرفته از وبلاگ میرکان جناب اقای مرادی نصاری دبیر  محترم ادبیات از شهرستان ایوان  

جا دارد در اینجا از زحمات ایشان به خاطر نوشتن برخی از مطالب و تهیه ی قالب وبلاگ شهرستان تشکر نمایم.

 

 


 دانش اموزان عزیز با دانستن این لغات معانی شعر و متن های این دروس با امادگی به کلاس تشریف بیاورید.

 لغات مهم  درس ستایش  و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری                                                  

 لغات درس زنگ افرینش

  حرم :داخل مکان زیارتی

  گرم: مشغول سر گرم                               غوغا :اشوب و فریاد همهمه

انگار :گویی                                                                   ذره ذره :کم کم 

  ابد: جاودان                                   غلتید:از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید

 موضوع  :مطلب                                           دل تنگ: ناراحت  غمگین 

 فارغ  :اسوده راحت                      افق : کرانه های اسمان

 پیغمبر: پیام اور                           گل دسته :  مناره 

 گنبد  :سقف بزرگ که به شکل نیم کره است        زائر : دیدار کننده

    کام : ارزو میل خواسته     

زنجره :سیر سیرک  نوعی حشره که از خود صدا تولید می کند

                                       

 لغات درس زنگ افرینش

 حرم :داخل مکان زیارتی

 گرم: مشغول سر گرم                                   غوغا :اشوب و فریاد همهمه

انگار :گویی                                                                   ذره ذره :کم کم 

 ابد: جاودان                                 غلتید:از پهلویی به پهلوی دیگر چرخید

موضوع  مطلب                                        دل تنگ: ناراحت  غمگین 

فارغ : اسوده راحت                                افق:  کرانه های اسمان

پیغمبر :پیام اور                                       گل دسته  : مناره 

گنبد : سقف بزرگ که به شکل نیم کره است              زائر : دیدار کننده

   کام : ارزو میل خواسته    

  زنجره :سیر سیرک  نوعی حشره که از خود صدا تولید میکند

 

          درس دوم چشمه ی معرفت   

کنجکاوی :جستجو برای یافتن چیزی

   هیجان:برانگیختگی و التهاب درونی

معرفت : شناخت                                           گورا:خوشایند لذت بخش

یقین :اطمینان کامل /قطعی                          عظمت:بزرگی شکوه 

جاذبه :به سوی خود کشنده /جذب کننده   

اعجاز:کاری شگفت و عجیب انجام دادن

مذاب : ذوب شده /گداخته                       

  سیراب :انچه به اندازه اب خورده است

دیرینه : قدیمی                                     

  اداب دان :اگاه به راه ورسم معاشرت زندگی

وداع:خداحافظی                                       

  معصوم:بی گناه وپاک 

زمزمه:خواندن ارام و زیر لب      

     غرور :احساس سربلندی به سبب موفقیت

 

لغات درس سوم نسل اینده ساز نوع نثر ساده و روان  

استعداد:توانایی /قابلیت     

تحلیل:بررسی کردن جزییات یک موضوع

پرشور: دارای عواطف تند

واقعیت: امر واقعی

برخی:بعضی

مطبوعات:روزنامه هاومجلات/جمع مطبوعه

رسانه ها:وسایلی که خبرها و اطلاعات رابه مردم می رسانند مانند رادیو وتلویزیون و روزنامه

 انحراف:دورشدن ازحقیقت چیزی

جبران :باانجام کاری اثر اشتباه را ازبین بردن

پاکدامنی:از گناه دوری کردن / پرهیزکار بودن

پارسایی :پرهیزکاری

صداقت:درستکاری/دوستی

شعور:درک وفهم 

متخصصان:کسانی که درامری تخصص وکارشناسی دارند

اعتراف:اشتباه وخطا خود را به زبان اوردن وآن راپذیرفتن

پشتوانه:پشتیبان 

همت:  پشت کار قوی /اراده /  انگیزه غیرت:مردانگی 

اوایل:جمع اول /اغاز هر چیزی

هیئت: گروه /دسته /جمع 

استحکامات:سنگرها/خاک ریزها و مانند ان ها

برخوردار:بهره مند

بحمدالله:خدا راشکر  

مایه:سبب(مایه افتخار)

ببالد:افتخار کند

شعر خوانی راز شکوفایی

زنهار :آگاه باش              

  گورخانه:مقبره 

مراد:هدف/آرزو

  سر:راز

بستان:بوستان /باغ گل ومیوه

نهفت:پنهان کرد  

جفت:همراه و همنشین

پیش:نزد 

حاصل :فراهم /به دست آوردن

  درس چهارم:بابهاری که میرسداز راه

دوره: زمان و روزگار              شوق:اشتیاق و میل و رغبت فراوان به چیزی

شکوفایی:شکفته شدن/رونق

معمولا: به صورت رایج  

حسرت:افسوس/دریغ/ناراحتی واندوه زیاد

انتقال:جابه جاکردن

پر فراز و فرود:پراز خوشی وناخوشی 

فراز:بالا                 فرود:پایین

وابستگی:به کسی نیازمند بودن

استقلال:مستقل بودن /تابع دستور کسی نبودن

شبیه :مانند

دل خوری :ناراحت شدن

لذت:حالت خوشی که به انسان دست میدهد

زلال:صاف و گورا 

کیمیا:هر چیز کمیاب و دست نیافتنی

گوناگون : مختلف

سرشار :پر /انباشته

علایق :دلبستگی هاجمع علاقه

اندرز : پندو نصیحت

چالاکی:تند بودن

مهارت :استادی /توانایی انجام دادن کاری به نحو شایسته

تصاویر:جمع تصویر/ شکلها

 

 درس پنجم قلب کو چکم رابه چه کسی بدهم 

 اذیت :ازار دادن 

واقعا : به درستی حق : شایسته /سزاوار 

تمام تمام : کامل

معلو م: آشکار

عقلم میرسید : من درست فکر میکردم

 فورا : سریع و زود 

 شلوغ : پرسرو صدا

ولو : پخش و پراکنده

حسابی : کامل /فراوان

رضایت : خشنودی

سعی : تلاش و کو شش

تقصیر :سهل انگاری و کو تاهی

یک عالم : مقدار زیاد/ به اندازه وسعت یک دنیا 

سراسر :همه/ تمام

کثیف: الوده

 عجیب : شگفت انگیز/ شگفت آور

 زور گفتن :ظلم وستم کردن  

 گله :شکایت و دل خوری

مهمان خانه : مسافر خانه

 کلمه های مهم درس ششم علم زندگانی

 

 جرئت:دلیری /شجاعت            

   شاخسار:شاخه های درخت

عجز:ناتوانی                

  توش:مخفف توشه ذخیره/غذای سفر(آذوقه)

نوکار :در این جا بی تجربه/کسی که تازه به کاری مشغول شده باشد.    

  حدیث:سخن داستان (دراین درس نکته وپند)

دمساز:همدم وهمراه/سازگار

هجوم: حمله  ناگهانی /یورش 

فتنه :در این درس به معنی بلا و مصیبت

برومند:با ثمر/میوه دار/پربار

گیتی:جهان   

سست :ضعیف

جو کناری : جویبار  

  بامکی: بام کو چک

لغات مهم  دعای مادر:املا و معانی این درس برای امتحان نیست

بخسب:بخواب

باز ماندن:محروم شدن

درجت:درجه /رتبه  

اولیا: جمع ولی /دوستان خدا

مستجاب:پذیرفته شده /اجابت شده

 

 درس هفتم : زندگی همین لحظه هاست

تردید: شک                                              دقایق:جمع دقیقه 

دل آِزرده :ناراحت                                        اثنا :میانه ها

حیرت :سر گشتگی / شگفت زده شدن             حک کردن : تراشیدن

صاحبان قبور : کسانی که مرده اند و در گور دفن شده اند.

نظر : نگاه /دید گاه                                  خفتن : خوابیدن

اعظم :بزرگ/ بزرگتر                               غفلت : بی خبری

دی : دیروز                                             نامده : نیامده

الکی:غیر جدی /دروغی         اضطراب :نگرانی /پریشان حالی  

  گره از کار دیگران گشودن:کنایه از بر طرف کردن مشکل

مصاحبت :هم نشینی /گفت و گو      اعجاب: شگفتی و تعجب

تامل :اندیشیدن / فکر کردن               عبرت : پند / اندرز

 معانی لغات سفرنامه اصفهان  دا نش اموزان عزیز این درس را روان خوانی کنید و 5 سوال از متن درس در بیا ورید

 قلم زنی :کندن نقش بر روی فلزات       عین:مثل /مانند

از کوره در رفتن : کنایه از خشمگین شدن

طاقت:تاب و توان             عمارت :ساختمان /بنا

پلکیدن :آ هسته و آرام حرکت کرن

هر هر خندیدن : پیوسته و بیهوده خندیدن

تو نخ چیزی رفتن : مشغول و متمرکز در کاری شدن

کلافه شدن : سخت ناراحت شدن

قراضه : خراب / کهنه و فرسوده     حوصله : صبر /تاب و تحمل

از زبان افتادن : کنایه از خسته شدن از پر حرفی /به کنایه نتوانستم حر ف بزنم

توذوق کسی زدن:مایوس و ناامید کردن کسی

بار و بندیل : اسباب و اساس

ناشتایی : صبحانه عازم :‌قصد کننده تک ودو : تلاش و تکاپو

شوفر:راننده ی اتو مبیل در زبان فرانسه

پوز خند:خنده ای به قصد تمسخر  بیتوته :‌شب در جایی ماندن

پر پر زدن دل :کنایه از نهایت اضطراب و بی تابی

او قات تلخی : تند خویی          دیزی : دیگ / آبگوشت

رونق : رواج

مناره :ستونی بلند در مسجد که در آ> اذان میگویند

آهان : بلی/ آری کار دست کسی دادن : برای کسی مشکل درست کردن

علاف: بی کار و سر در گم         عازم : رهسپار

گو شزد نمودن : یاد آوری کردن / تذکر دادن زیز بار رفتن : کنایه از پذیرفتن مسو لیت  لب و لو چه تو هم رفتن :‌کنایه از اخم کردن / غمگین شدن

یک سطل آب سر کسی ریختن :کنایه از کسی را ما یوس و نا امید کردن

درس هشتم نصیحت امام:( ره )

بیزاری:تنفر/بی میلی

قرائت:خواندن 

  ترقی :پیشرفت /برتری یافتن تعالی:بالارفتن    

علامه:بسیاردانا/بسیاردانشمند  

  نشاط:شادمانی         صید:شکار                  شیفته:عاشق  

  وجد:خوشی بسیار/ذوق    نصیب:قسمت        اخلاص:پاکی عقیده   

  عطاکردن:بخشیدن        کسالت:بیماری              عطش:تشنگی   

دار الشفا :خانه ی تن درستی          حجره:اتاق   

ضریح:سازهای که از چوب یا فلزبرسرمقبرهی امامانوبزرگان دین سازند

گشت و گذار :تفریح وگردش

نورچشمان:عزیزان

درس نهم : کلاس ادبیات

چشم دوختن : کنایه از نگاه کردن        جاذبه : گیرایی/جذابیت

دستپاچگی:عجله/شتاب زدگی          جرئت:شجاعت

لحن:آهنگ          مندیش:نیندیش /مخفف میندیش  

پاسی:قسمتی یابخشی از زمان /پاسی ازشب:قسمتی ازشب  

مردم چشم:مردمک چشم           تحسین:آفرین گفتن

نوابغ:جمع نابغه باهوش و زیرک       خرد:کوچک

نظیر :همانند          فراغت :آسودگی        پروا:ترس

تلاوت:خواندن قران              درک:فهمیدن ودریافتن

معانی:جمع معنی  

  چمیدن: به ناز راه رفتن   زنده دلان :هوشیاران /دل آگاهان

روحیه دادن :کنایه از امیدواری وشجاعت ایجاد کردن 

بی نظیر:بی مانند /بی همتا

  واردات :کلاهایی که از خارج کشور به کشور اورده میشود

آراسته :زیبا و مرتب شده 

  ملک وجود :هستی و وجود به سرزمین وملک تشبیه شده است( اضافه تشبیهی )

لبریز:پرو انباشته   

چشم از جهان فرو بست :کنایه از فوت کرد

معظم:بزرگوار

پژوهشگر:جست وجو گر 

نوید: مژده

صالح:درستکار

شعر خوانی گل و گل

محفل : مجلس 

عجوز : سال خورده

   پاره دوز : تعمیر کار کفش    

     محبوب : دوست

حریر : نوعی پارچه نرم    

   مشک : ماده خوشبو که در زیر پوست شکم آهوی نر به دست می آید . 

عبیر:ماده ای خوشبو  از ترکیب مشک و گلاب و زعفران 

دلا ویز :خوب و پسندیده و دلنشین

درس دهم :

عهد و پیمان

عهد : پیمان 

رشته دوستی را قطع نمی کرد :کنایه  از ادامه دادن دوستی است  .

 دوستی به رشته تشبیه شده است

پا ی بند :آن که خود را موظف به انجام امری می داند.

 توصیه : سفارش

موظف : وظیفه ای که هر کس به عهده دارد.

مکث : ایستادن

 حرم مطهر : حرم پاک

صلاح : درستی

هجوم : حمله

کهن سال : قدیمی

صحن : میدان

متواضع : فروتن

عشق به مردم :

رئیس جمهور وقت : رئیس جمهور آن زمان

مطه‍‍ر :پاک و مقدس

صحن :میدان /حیاط

موج جمعیت :جمعیت بسیار زیاد / جمعیت به موج تشبیه شده است

وضع :حالت / وضیعیت

رفتار بهشتی

معین : مقرر/ تعیین  شده

خصلت :ویژ گی / خوی

گرمای محبت

امان :ایمن / آسوده

عیبی :اشکال / ایراد

تحمل : شکیبایی / بردباری کردن

 عابران : رهگذران

انگار : گویا / به نظر

برق خوشحالی : خوش حالی به برق تشبیه شده است / یعنی درخشندگی خوشحالی و شادی

واژ ه نامه روان خوانی برای پیدا کردن معانی بیشتری از لغات میتوانید از واژه یابی که لینک کردم استفاده کنید .

  مهد:گهواره/

رصد خانه :جایی کهخ ستارگان و وضعیت حرکت آنها را بررسی می کنند

مکاتبه :نامه نگاری

تعلم : یاد گرفتن

بر افروخته :روشن

پر خوف :ترسناک

ادیب : نویسنده / سخندان

نجوم : ستاره شناسی

لایق: شایسته

مباحثه :بحث دوطرفه

ناکام : به هدف نرسیده

رونق :رواج

بحث: گفت وگو

تالیف :جمع آوری کردن

طالبان : طلب کنندگان

عالی قدر :بلند مرتبه

فقیه : دانشمند

ظهور :آشکار شدن

رفع:برطرف کردن

طبیب :پزشک

مناظره : گفت و گوی دو طرفه

تحصیل :کسب کردن

تاسیس : بنیان نهادن

احیا : زنده کردن

معانی لغات در س یازدهم

سلمان منا اهل البیت :سلمان از خاندان من است .

پیکر :بدنه

ثمر :نتیجه

حاصل شد : به دست آمد

پیشوا و مقتدا :رهبر

ادبا:جمع ادیب /نویسنده

اعم از :شامل

به نحو احسن:به شکل نیکو

ملل : جمع ملت

مظاهر :نشانه ها

آیین :راه و روش

تکلم :گفت و گو

شایان:سزاوار

متعلق : وابسته

ذوق: شوق /علاقه

استعداد:توانایی

لغات شعر خوانی 

رهاند : آزاد کند 

رستگاری :سعادتمندی

بوی :باشی

گیتی : جهان

بر کردگار : نزد خدا 

سرای : خانه / دنیا

نبی : پیامبر  

 وصی :جانشین

لغات درس دوازدهم :

اسوه : نمونه

رافت :مهربانی

جمال :زیبایی

دادخواهی :گرفتن حق / عدالت خواهی

سیما : چهره

ظلال:سایه

آل :خانواده

متفکر : کسی که فکر می کند

عطو فت : مهربانی

بانگ :صدا

حد لزوم :اندازه ی ضروری

محزون : غمگین

اعتدال :میانه روی

حریم : مرز

 عیادت :  دیدار

لغات حکایت :

حکیم : دانشمند

جانان پدر :عزیزان پدر

ملک:سرزمین

سیم: نقره

قدر بیند:ارزش واحترام بیند

چشمه ی زاینده :چشمه ی جوشان

دولت پاینده :سعادت همیشگی

صدر : بالا

زر: طلا

خواجه : آقا

لقمه چیدن :کنایه از گدایی کردن

به تفاریق : اندک اندک

به محل :در معرض

هنر : مهارت / برتری

درس سیزدهم

ازادی خواه :دوستدار آزادی  

  یک صدا : متحد

سلام الله علیها : سلام خدا بر او باد

کوره راه :راه باریک و دور افتاده

سرفراز :سربلند

مزدوران : کسانی که در برابر پول به بیگانگان و دشمنان کمک می کنند

خان : لقب مالکان زمین

نا جوان مردانه :غیر اخلاقی و ناپسند

از پا در آمد :نابود شد

دلاور:دلیر

مکتب خانه : جایی که کودکان به شیوه ی سنتی آموزش  می دیدند

ختم :پایان 

حوزه علمیه :مرکز آموزش علوم دینی

تاسیس:به وجود آوردن

فروتن : کسی که در رفتارش غرور نباشد

خوش بیانی :دلنشینی کلام

جذاب : دوست داشتنی

اعتقاد: باور داشتن چیزی

تاثیر: اثر گذاشتن بر چیزی

علما:دانشمندان

مرجعیت:رهبری

نهضت: :جنبش /حرکت

تظاهرات:راهپیمایی

تبعید:دور کردن یابیرون کردن کسی از شهر ویا کشورش

طرز:شیوه /روش

مرموز:‌مشکوک/نامعلوم

تالیف: نوشتن

استعمارگر : کشوری قوی که کشور ضعیف را به بهانه آباد کردن اشغال میکند

برافراشته : بلند کرده

ممنوع: منع شده

ناگزیز: ناچار فعال:کوشا

اعتصاب:دست از کار کشیدن

استقبال: پیشواز

نظام:سیستم/دستگاه حکومتی

واژگون:سرنگون / به هم ریخته 

پایه گذاری :به وجود آوردن

 

محبوب: دوست داشتنی

میراث: آن چه از گذشتگان باقی مانده  است .

پاورهای مهارت های نوشتاری 
کاری شایسته از خواهرگرامی 
سرکارخانم عبیداوی
  «همکاردشت آزدگان»
بازنویسی حکایتها

 
بررسی ضرب المثل ها

 
با تشکز از جناب فاضلی جهت ارسال مطالب

شیوه نامه اجرای مسابقه زبان و ادبیات فارسی خوارزمی با توضیحات بیشتر

شیوه نامه تصحیح املا فارسی برای تمام مقاطع


 بودجه بندی کتاب فارسی و آموزش مهارت های نوشتاری دانلود کنید.

شیوه ارزشیابی درس فارسی و … دانلود کنید.


فصل دوم دانلود کنید.

فصل سوم دانلود کنید.

فصل چهارم دانلود کنید.فصل پنجم دانلود  کنید.

فصل ششم دانلود کنید.

فصل هفتم دانلود کنید.

فصل اول دانلود کنید.

فصل دوم دانلود کنید.

فصل سوم دانلود کنید.

فصل چهارم دانلودکنید.

فصل پنجم دانلود کنید.

فصل هفتم دانلود کنید.

فارسی هفتم دانلود کنید.

فارسی هشتم دانلود کنید.

آموزش مهارت های نوشتاری هفتم دانلود کنید.

آموزش مهارت های نوشتاری هشتم دانلود کنید.

راهنمای معلم فارسی هفتم دانلود کنید.

راهنمای معلم فارسی هشتم دانلود کنید.

 

 

 

 

دانلود کتاب راهنمای  فارسی هشتم

 

 

برای دریافت فایل بخشی از کتاب، روی موضوع مورد نظر کلیک کنید:

  فصل اول  – 2.17 مگابایت

 فصل سوم- 3.15 مگابایت

 

 

 

 

 

 

لطفا نظرات خود را در خصوص سوالات و نحوه برگزاری آن (همزمان) برای ما ارسال نمایید.

دفترچه سوالات سوم راهنمایی                         کلید آزمون سوم راهنمایی

دفترچه سوالات پایه هفتم                                کلید آزمون پایه هفتم

 جهت دانلود این مطالب بر روی لینک های زیر کلیک نمایید.

دانلود پاورپوینت آموزش وبلاگ نویسی

دانلود فایل pdf آموزش وبلاگ نویسی

 

 

 
 چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه‌سوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌ است.

واژه «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.

مراسم چهارشنبه سوری :

چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوری )-یکی از آیین های نوروزی امروز – که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد – «مراسم چهارشنبه سوری» است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند. درباره ی چهارشنبه سوری، کتاب ها و سندهای تاریخی، مطلبی یا اشاره ای نمی یابیم و تنها در این قرن اخیر، یا دقیق تر، در این نیم قرن اخیر است که مقاله ها و پژوهشهای متعددی در این باره منتشر شده و یا در نوشته های مربوط به نوروز به چهارشنبه سوری نیز پرداخته اند.
برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند.از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند ودر برخی از شهرها و روستا ها هنوز این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از:

کوزه شکنی یکی از مراسم چهارشنبه سوری :

 یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه ای را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی می انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام ، به کوچه می افکند و می گفت :درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه

 آجیل چهارشنبه سوری :

 اسمی که از قدیم در ایران متداول است ، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است . این آجیل شور و شیرین ، مانند آجیل مشگل گشاست؛ یعنی علاوه بر مواد اصلی بو داده ی شور و شیرین، مانند آجیل، برگه هلو و زردآلو ، قیسی ، کشمش سبز ، مویز ، باسلـُق ، پسته و بادام ، فندق بو نداده ، نقل ، شکر ، پنیر ، و مغز گردو هم اضافه می کنند. تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر می کنند . خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری ، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است.

 فالگوش ایستادن ،یکی از مراسم چهارشنبه سوری:

دیگر از مراسم مربوط به چهارشنبه سوری ، فالگوش ایستادن است ؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند ، نیت می کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش می ایستند و به حرف نخستین عابری ، که از کنارشان می گذرد توجه می کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب می گیرند ، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده می دانند.
بعضی ها به جای رفتن به چهارراه و معابر ، این کار را در پشت در اطاق هم انجام می دهند و نخستین سخنی که از پشت در اطاق شنیدند به فال بد و یا خوب در اجابت حاجتشان فرض می کنند.

 بی گمان چهارشنبه سوری از رسم های کهن پیش از اسلام نیست. در آن زمان هر یک از روزهای ماه را نامی بود، نه روزهای هفته را. استاد پورداود در این باره می نویسد : آتش افروزی ایرانیان در پیشانی نوروز از آیین های دیرین است ( … ) شک نیست که افتادن این آتش افروزی به شب آخرین چهارشنبه ی سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند ( … ) روز چهارشنبه یا یوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسی است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء یوم ضنک و نحس. این است که ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهارشنبه انداختند تا پیش آمدهای سال نو از آسیب روز پلیدی چون چهارشنبه بر کنار ماند.

در باورهای عامیانه، چهارشنبه روزی نامبارک است. سفر نبایستی کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسی مریض نبایستی رفتن. و منوچهری گوید:

 چهارشنبه که روز بلاست باده بخور                    به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد

 آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.

 چهار شنبه سوری در برخی از شهر ها:

 در برخی از شهرهای آذربایجان چون ارومیه، اردبیل و زنجان، همه چهارشنبه های ماه اسفند هر یک نقش و نام معینی دارند، که از جمله در منطقه ی زنجان بدین شرح است: نخستین چهارشنبه را موله گویند و به شستن و تمیز کردن فرش های خانه اختصاص دارد. دومین چهارشنبه را سوله گویند، در این روز به خرید وسیله ها و نیازمندیهای عید می روند. سومین چهارشنبه را گوله گویند و به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس و غیره برای سبزه های نوروزی اختصاص دارد. چهارمین و آخرین چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوری ) را کوله گویند؛ ( کوله در ترکی به معنی کهنه و فرسوده است). در برخی از شهرهای ایران، از جمله ایلام (نوروز آباد)، تویسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و … مراسم چهارشنبه سوری را آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می کنند. و آخرین آتش نیز از رسم ها است. بنابر نوشته تذکره صفویه کرمان نیز، چهارشنبه سوری در ماه صفر بوده است.
چهار شنبه سوری در اصفهان -در اصفهان چهارشنبه سوری را «چهار شنبه سرخی» نیز می گویند.

یکی از دلیل ها و سندهای دیگری که نشان می دهد چهارشنبه سوری از آیین های پیش از اسلام نیست، می تواند این باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار می شود. در گاهشماری قمری آغاز بیست و چهار ساعت یک شبانه روز از غروب آفتاب روز پیش است؛ و چهارشنبه سوری، مانند بسیاری از آیین ها، جشن ها و سوگواری های مذهبی همچون عید غدیر، نیمه شعبان، رحلت حضرت پیامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماری قمری است، در غروب روز پیش برگزار می شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهای عامیانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( یعنی شب چهارشنبه ) به احوال پرسی بیمار نمی روند، و پنجشنبه را عامه «شب جمعه» می گویند. در صورتی که آیین های کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و … که بر اساس گاهشماری خورشیدی است، آغاز بیست و چهار ساعت روز، از سپیده دم و یا از نیمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوری را به جشن ها و آیین های کهن ایران پیوند می زند، می تواند برگزاری رسم و جشنی به نام «سور»، در روز پنجه ( خمسه مسترقه  ) باشد که از آن تا سده ی چهارم، دوره سامانیان، آگاهی در دست است: صاحب تاریخ بخارا از برگزاری رسمی که «عادت قدیم» و با افروختن آتش در «شب سوری» ( پیش از نوروز ) همراه بوده خبر می دهد : … آنگاه امیر سدید ( منصور بن نوح ) به سرای نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری، چنان که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند و پاره ای آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و …

 

 

معرفی نرم افزار چرو

 

1- تحلیل دروس 

 

2- دانش های ادبی

 

3- دانش های زبانی

 

4- قالب های شعری 

 

5- آزمون 

 

 مطالب مفید

مطالب مفید آموزشی

 

منبع : مدرسه نیوز

 

 

لغات درس

چشم دوختن:کنایه از نگاه کردن

جاذبه :گیرایی ،جذّابیت

 

                                                           

لغت نامه دهخدا

برای یافتن هر کلمه روی حرف ابتدای آن در جدول زیر کلیک کنید.

نيما يوشيج

  تصویر صفحه ی اوّل محتوای الکترونیکی واژه نامه  (کلمات ب ، پ) می باشد.

لطفا جهت دانلود محتوای الکترونیکی 

به ادامه مطلب رجوع کنید.

شهید باهنر:

« تربیت را از جایی شروع کنید که بچه ها می خواهند

 

 

 

                                                 و به جایی خاتمه دهید که شما می خواهید.»

 

 

1) هرگاه « ب ،م، ن » بر سر افعال همزه دار بیاید، همزه در نوشتن  به « ی » تبدیل می شود.ب +انداخت =بانداخت  =بینداختم +انداز     =مانداز       =مینداز 
ن + اندوز   = ناندوز     = نیندوز 
2) همزه پایانی برخی کلمات عربی  در فارسی حذف می شود.انشاء   =  انشا          املاء     =املا          ابتداء     =ابتداتوجه1: این گونه کلمه ها هرگاه مضاف یا موصوف واقع شوند ،طبق قوانین خط فارسی  به جای کسره  به آن ها « ی » اضافه می کنیم.
ابتداء کار   =ابتدای کار          انشاء روان   = انشای روان توجه 2)این گونه کلمه ها هر گاه مضاف یا موصوف واقع شوند ، به جای همزه « ی » می گیرند.
ابتدائی   =ابتدایی            شعرائی   =  شعراییتوجه 3)همزه برخی کلمه ها اصلی است  ونباید حذف یا بدل شود.
رأ س  ،  سوء
3)همزه معمولاً در زبان فارسی برای سهولت تلفظ به « ی » بدل می شود. 
زائد  =زاید      دائم     =دایم        عجائب  =  عجایبتوجه: برخی از همزه ها به شکل اصلی خود به کار می روند.
قرائت      ،      صائب         ،  قائم
4)همزه کلمه های ماقبل مفتوح  در وسط یا پایان  روی کرسی « ا »نوشته می شود. 
رأس  ، ملجأ        تأ لیف         ، رأ فت
5) همزه ما قبل مضموم  روی کرسی « و »نوشته می شود .مؤدب       ، مؤ من   ،مؤا خذه 
6)همزه ما قبل مکسور  روی کرسی « ی »نوشته می شود.توطئه    ،لئام

 جهت دانلود بر روی عنوان کتاب در زیر کلیک نمایید.

کتاب مبانی خواندن در زبان فارسی 

 نمونه سوال ادبیات فارسی – سال هفتم –   دریافت فایل Word دریافت فایل PDF

تمرینهای مربوط به اجزای گزاره – سال هفتم – دریافت فایل Word  دریافت فایل PDF

جزوه ادبیات – سال هفتم – دریافت جزوه بصورت Word

جزوه ادبیات سال سوم راهنمایی – دریافت جزوه بصورت ZIP

 کنایه ها در ادبیات فارسی پایه ی هفتم 

نام درس   : ستایش عبارت کنایی                                       کنایه از:در چاه نیفتیم                           گمراه و منحرف نشویم

جان بازیم                     ازجانمان بگذریم و درراه تو بمیریم

از راه نیفتیم                                  گمراه نشویم

دلی ده                                  شجاعت به ما بده

دست گیر                                        یاری کن

 

اى (حرف ندا) همیشه جدا از منادا نوشته مى‌شود:

          اى خدا، اى که

این، آن جدا از جزء و کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود:

          استثنا: آنچه، آنکه، اینکه، اینجا، آنجا، وانگهى

همین، همان همواره جدا از کلمهٔ پس­از خود نوشته‌ مى‌شود:

      همین خانه، همین‌جا، همان کتاب، همان‌جا

هیچ همواره جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود:

      هیچ‌یک، هیچ‌کدام، هیچ‌کس

چه جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود، مگر در:

      چرا، چگونه، چقدر، چطور، چسان

چه همواره به کلمهٔ پیش از خود مى‌چسبد:

      آنچه، چنانچه، خوانچه، کتابچه، ماهیچه، کمانچه، قباله‌نا‌مچه

را در همه جا جدا از کلمهٔ پیش از خود نوشته مى‌شود، مگر در موارد زیر:

      چرا در معناى «براى چه؟» و در معناى «آرى»، در پاسخ به پرسش منفى.

که جدا از کلمهٔ پیش از خود نوشته مى‌شود:

      چنان‌که، آن‌که (= آن‌کسى‌که)

      استثناء: بلکه، آنکه، اینکه

ابن، حذف یا حفظ همزهٔ این کلمه، وقتى که بین دو عَلَم (اسم خاص اشخاص) واقع شود، هر دو صحیح است:

      حسین‌بن‌على/ حسین‌ابن‌على؛ محمّدبن‌زکریاى رازى/ محمّدابن زکریاى رازى؛ حسین‌بن‌عبدالله‌بن‌سینا/ حسین‌ابن‌عبدالله‌ابن‌سینا

به در موارد زیر پیوسته نوشته مى‌شود:

    1. هنگامى که بر سر فعل یا مصدر بیاید (همان‌که اصطلاحاً «باى زینت» یا «باى تأکید» خوانده مى‌شود):

          بگفتم، بروم، بنماید، بگفتن (= گفتن)

    2. به‌صورت بدین، ‌بدان، بدو، بدیشان1 به کار رود.

    3. هرگاه صفت بسازد:

          بخرد، بشکوه، بهنجار، بنام

به در سایر موارد جدا نوشته مى‌شود:

به برادرت گفتم، به سر بردن، به آواز بلنـد، به‌سختى، منـزل‌به‌منـزل، به نام خدا

    تبصره: حرف «به» که در آغاز بعضى از ترکیب‌هاى عربى مى‌آید از نوع حرف اضافهٔ فارسى نیست و پیوسته به کلمهٔ بعد نوشته مى‌شود:

          بعینه، بنفسه، برأی‌العین، بشخصه، مابازاء، بذاته

ـ هرگاه «باى زینت»، «نون نفى»، «میم نهى» بر سر افعالى که با الف مفتوح یا مضموم آغاز مى‌شوند (مانند انداختن، افتادن، افکندن) بیاید، «الف» در نوشتن حذف مى‌شود:

          بینداز، نیفتاد، میفکن

بى ‌همیشه جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود، مگر آنکه کلمه بسیط‌گونه باشد، یعنى معناى آن دقیقاً مرکب از معانى اجزاى آن نباشد:

          بیهوده، بیخود، بیراه، بیچاره، بینوا، بیجا

مى و همى همواره جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته‌ مى‌شود:

         مى‌رود، مى‌افکند، همى‌گوید

هم ‌همواره جدا از کلمهٔ پس از خود نوشته مى‌شود، مگر در موارد زیر:

    1. کلمه بسیط‌گونه باشد:

          همشهرى، همشیره، همدیگر، همسایه، همین، همان، همچنین، همچنان

    2. جزء دوم تک‌هجایى باشد:

          همدرس، همسنگ، همکار، همراه

    در صورتى که پیوسته‌نویسى «هم» با کلمهٔ بعد از خود موجب دشوارخوانى شود، مانندهمصنف، همصوت، همتیم جدانویسى آن مرجّح است.

    3. جزء دوم با مصوت «آ» شروع شود:

           همایش، هماورد، هماهنگ

    در صورتى که قبل­از حرف «آ» همزه در تلفّظ ظاهر شود، هم جدا نوشته مى‌شود:

           هم‌آرزو، هم‌آرمان

    تبصره: هم، بر سر کلماتى که با «الف» یا «م» آغاز مى‌شود، جدا نوشته مى‌شود:

           هم‌اسم، هم‌مرز، هم‌مسلک

تر و ترین همواره جدا از کلمهٔ پیش از خود نوشته مى‌شود، مگر در:

           بهتر، مهتر، کهتر، بیشتر، کمتر

ها (نشانهٔ جمع) در ترکیب با کلمات به هر دو صورت (پیوسته و جدا) صحیح مى‌باشد:

           کتابها/ کتاب‌ها، باغها/ باغ‌ها، چاهها /چاه‌ها، کوهها/ کوه‌ها، گرهها/ گره‌ها

    اما در موارد زیر جدانویسى الزامى است:

    1. هرگاه ها بعداز کلمه‌هاى بیگانهٔ نامأنوس به کار رود:

           مرکانتیلیست‌‌ها، پزیتیویست‌ها، فرمالیست‌‌ها

    2. هنگامى که بخواهیم اصل کلمه را براى آموزش یا براى برجسته‌سازى مشخص کنیم:

           کتاب‌ها، باغ‌‌ها، متمدن‌ها، ایرانى‌ها

    3. هرگاه کلمه پردندانه (بیش­از سه دندانه) شود و یا به «ط» و «ظ» ختم شود:

          پیش‌بینى‌ها، حساسیت‌‌ها، استنباط‌ها، تلفّظ‌ها

    4. هرگاه جمع اسامى خاص مدّ نظر باشد:

          سعدى‌ها، فردوسى‌ها، مولوى‌ها، هدایت‌ها

    5. کلمه به هاى غیرملفوظ ختم شود:

          میوه‌ها، خانه‌ها

    یا به هاى ملفوظى ختم شود که حرف قبل از آن حرف متّصل باشد:

          سفیه‌ها، فقیه‌ها، پیه‌ها، به‌ها

 

درعربی به کلماتی هم خانواده می گویند که ازیک ریشه گرفته شده باشند و حرف های اصلی آنها پشت سرهم بیایند

مانند :

رابط – مربوط – ارتباط – ربط

عجله – عجول – عاجل و تعجیل


 

 برای اطلاع از بودجه بندی صحیح مرحله اول آزمون علمی دانش آموزان پایه هفتم متوسطه اول لینک زیر را دانلود کنید.

 

بخشنامه اصلاحیه بودجه بندی پایه هفتم

 

 

 

 

مقاله حاضر مقاله ای مروری است که در ابتدا از مشکلات املا واملا نویسی سر کلاس و مدارس ابتدایی پرداخته و

ریشه های فردی در محیط این مشکلات را مورد بررسی قرار گرفته و با ارائه راه کارهایی برای رفع مشکل آموزگاران سر

کلاس و کمک و همیاری به دانش آموزان در خانواده پرداخته است.

مقدمه :

تعریف املا: املا کلمه ای است عربی ومصدر. این کلمه در ترجمه فارسی به معنای پر کردن نویسانیدن، دیگری را به تلقین

از خود چیزی گفتن، مطلبی را تقریر کردن تا کسی بنویسد.

نوشتن از تلقین مطلبی که دیگری تقریر کند. طریقه نوشتن کلمات درست نویسی ،نوشتن ترکیب حروف موافق قاعده

رسم الخط استفاده شده است (دهخدا 1375)

ریشه لاتین املا فرانسوی است و به معنای مطلبی که کسی املا کند ودیگری بنویسد. جمع کلمه املا امالی است و

کتاب های بسیاری به نام امالی داریم یعنی دیگران گفتند وافرادی می نوشتند و بعد ها به صورت سند های مهم

علمی می شوند. املا گویی واملا نویسی یکی از مهارت های پیچیده و مهم و اساسی زبان فارسی است.

بدیهی است که با نوشته ای که با غلط املایی همراه باشد ارتباط زبانی بین افراد جامعه به نحو موثر برقرار نمی شود.

بنابراین لزوم توجه به این درس کاملا روشن است و در نوشتن املا دانش آموزان عزیز باید موارد زیر را رعایت کنند.

الف – خوب گوش دادن و تشخیص دقیق کلمات ودرک آن ها

ب – خوب تشخیص دادن ،یادآوری و مجسم ساختن تصویر و باز شناسی آن کلمه در ذهن

ج – درست نویسی، نوشتن صحیح حروف سازنده کلمه و توالی مناسب آن ها (سایت پژواک )

تعریف کودک استثنایی :

کودک استثنایی اول یک کودک است ( انسان است با همه خصوصیات و صفات یک انسان ) و بعد کودکی است با

خصوصیات و تفاوتهای استثنایی نسبت به سایر کودکان. و همین ویژگیها و خصوصیات است که معلمان و اولیا باید خودشان

را با آن سازگار کنند.

در واقع بین تمام خصوصیات روانی و جسمانی و تمام استعدادهای مختلف هر فرد تفاوت های مشهودی موجود است پس

می توان گفت که هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی است و کلمه استثنایی بطور اعم و به معنای دقیق علمی خود

نمی تواند فقط به گروه های خاصی از افراد جامعه اطلاق شود.

بنابراین آنچه که ما اصطلاحاً « کودک استثنایی » می گوئیم بدین معناست که کودک از نظر هوشی و جسمی و روانی و اجتماعی بمیزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد و نمی تواند بنحو مطلوب حداکثر استفاده از برنامه های آموزش و پرورش عادی ببرد.

در اینگونه کودکان واکنشها، ویژگیهای خاص دارد بدلیل اینکه کودک رشد فکری کامل ندارد و بدلیل اینکه نمی تواند بر

رفتارهای خود کنترل داشته باشد و یا اگر عمل خلافی از او سر زد احساس گناه و تقصیر کند، چون از نظر شخصیتی

نارس و نابالغ است، ناگزیر نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده ای است.

عنوان کودکان استثنایی در مکاتب امریکا و انگلستان فرق می کند. در امریکا به تمام کودکانی که بنحوی با کودکا

طبیعی و همسن خود از نظر فکری، جسمی، عاطفی. عقلانی، رفتاری و … فرق داشته باشد استثنایی گفته می شود

و مسلماً با قبول این تعریف یک کودک نابغه، نابینا، ناشنوا و عقب مانده ذهنی همه استثنایی هستند.

در انگلستان لغت استثنایی را محدود به تیزهوشی می کنند و سایر کودکانی را که به عللی تحت حجامت و آموزش

خاص هستند کودکان ویژه می گویند. (هالامان ترجمه جوادیان -1371)

بطور کلی این کودکان را باید از سه نظر مورد مطالعه قرار داد :

• آنهایی که از بدو تولد به علت ناراحتیهای ارثی و اختلالات مادرزادی بیماری مشخصی دارند مانند منگولها، هیدروسفالی و …

• کسانی که از ابتدا با وسایل تشخیصی می توان به بیماری آنها پی برد. مانند : اختلالات غدد مترشحه داخلی،

دررفتگی مادرزادی لگن و …

• افرادی که نقص عضو و بیماری آنها در طول رشد مشخص می شود.

مانند : فج مغزی، غقب ماندگی ذهنی، ضای

تعریف اختلالات یادگیری :

زمانی که کودکان با نارساییهای یادگیری را در رده کودکان با آسیب مغزی طبقه بندی می کرده اند و زمانی دیگر آنان را

کسانی با اشکالات خفیف مغزی می پنداشتند. اما در تازه ترین مطالعات در این زمینه برای آنان اصطلاح کودکان با

نارساییهای ویژه یادگیری گزیده شده است.

کودک با آسیب مغزی کودکی است که پیش از زایمان در طول مدت آن یا پس از تولد دچار صدمه یا عفونت مغزی شده باشد

در نتیجه این آسیب جسمی ممکن است نفصها یا اشکالاتی در سیستم اعصاب کودک به صورت آشکار یا پنهان بروز کند ولی

به هر حال چنین کودکی دارای دشواری در ادراک تفکر یا رفتار هیجانی به طور جداگانه یا ترکیبی از آنها است. این دشواریها

را می توان از طریق آزمونهای ویژه ای نشان داد. کودکی که دارای این اشکالات است نمی تواند مانند دیگر کودکان طبیعی

د ریادگیری پیشرفت داشته باشد. بدیگر سخن این مشکلات مانع یادگیری ان می شوند یا موجب کند شدن فرایند یادگیری

در او می گردند. (نراقی – 1380)

تمام افرادی که دچار صدمات مغزی هستند الزاما دارای نارساییهایی در یادگیری نیستند. در طول سالهای 1960 اصطلاح

اشکلالات خفیف مغزی جایگزین اصطلاح آسیب مغزی گردید. این اصطلاح هم به کودکان مورد نظر استراس و هم به کودکانی

که دشواری در ادراک و یادگیری داشتند اطلاق می شد. کودکان با اشکالات خفیف مغزی کودکانی هستند که از نظر هوش

کلی نزدیک متوسط متوسط یا بالاتر از متوسط اند اما مشکلات و دشواریهایی ویژه د ریادگیری یا رفتار دارند. میزان این

مشکلات از خفیف تا شدید متفاوت است.

علت اصلی این دشواریها انحراف اعمال مربوط به سیستم اعصاب مرکزی از حالت عادی است که به صورتهای گوناگون مشخص

می شود. مانند دشواری در درک – فهم – زبان – حافظه – کنترل – توجه – اعما ل حرکتی و. .. این انحرافات ممکن است

در اثر نقص ژنهای گوناگون اختلال در سوخت و ساز – ضربات مغزی یا سایر بیماریها و حوادثی که در طول سالهایی که

برای رشد و تکامل سیستم اعصاب مرکزی لازم است یا از علتهای ناشناخته ای بوجود آید.

از نظر آموزشی کودکانی دارای نارساییهای یادگیری هستند که تفاوت فاحشی بین توانایی هوشی بالقوه آنان و

عملکردشان در ارتباط با فرایند یادگیری وجود داشته باشد. و جود این تفاوت ممکن است همراه با اشکال مشخص

شده ای در سیستم اعصاب مرکزی باشد اما باید به خاطر داشت که این تفاوت ناشی از عقب ماندگیهای

ذهنی – محرومیت فرهنگی و اموزشی – اشکالات شدید هیجانی یا نقص در حواس مختلف نیست.

مشکل عمده در این تعریف تعیین توانایی هوش بالقوه کودک است زیرا توانایی کودک معمولا از طریق عملکرد او در اجرای نوعی

از آزمونهای هوشی بدست می آید و این عملکرد تحت تاثیر انگیزشهای کودک و سایر عوامل ناخواسته خارجی قرار می گیرد.

این اشکالات ممکن است در کودکان به صورتهای گوناگون مانند :

دشواری در گوش دادن – فکر کردن – صحبت کردن – خواندن – نوشتن – هجی کردن – حساب کردن ظاهر شود. این تعریف

شامل کودکان با صدمه مغزی – آسیب مغزی – نارساخوانی – آفازی و… می شود اما آن دسته از کودکانی را که اشکال

اساسی یادگیری آنان در نتیجه نقص بینایی – شنوایی – حرکتی – عقب ماندگی ذهنی – اشکالات هیجانی یا محرومیتهای

محیطی است در بر نمی گیرد. از تعاریف مختلفی که متخصصین در زمینه کودکان با نارساییهای یادگیری ارائه داده اند

می توان ویژگیهایی به خلاصه زیر برای آنان بر شمرد :

1- این کودکان دارای بهره هوشی تقریبا عادی یا بالاتر هستند.

2- این کودکان از نظر حواس مختلف بینایی و شنوایی. .. سالم هستند.

3- این کودکان از امکانات از امکانات محیطی و آموزشی نسبتا مناسبی برخوردار هستند.

4- این کودکان دارای نابهنجاریهای شدید رفتاری نیستند.

5- پیشرفت آموزشی این کودکان به طور قابل ملاحظه ای کمتر از بهره هوشی – سن و امکانات آموزشی که از آن

برخوردارند است.

عللی را که برای شکست این کودکان در امر یادگیری شایسته ذکر است چنین می توان خلاصه کرد :

الف – فقدان انگیزش کافی

ب – فقدان توجه و دقت لازم

ج – دقت بیش از اندازه به جزیی از کل

د- فقدان هماهنگی لازم در حرکات

توصیه می شود چون این کودکان با برخورداری از هوش عادی ممکن است در یک یا چند زمینه یادگیری مانند :

خواندن – نوشتن – هجی کردن – حساب کردن – توجه کردن و. … مشکل داشته باشند توسط یک گفتار درمان

ارزیابی و درمان گردد.

علائم بالینی ناتوانی یادگیری

سن پیش دبستانی

– نسبت به بچه های دیگر، دیرتر صحبت می کند.

– هنگام محاوره برای یافتن کلمات صحیح ناتوان است.

– نمی تواند در یک دسته بندی خاص، کلمات را به سرعت نام ببرد.

– در قافیه ساختن مشکل دارد.

– در یادگیری الفبا، روزهای هفته، رنگ ها، شکل ها و اعداد مشکل دارد.

– فوق العاده بیقرار است و براحتی حواسش پرت می شود.

– نمی تواند از دستورات یا قواعد پیروی کند.

کودکستان تا کلاس چهارم

– در یادگیری ارتباط بین حروف و صداها کند است.

– نمی تواند صداها را با هم ترکیب کند تا کلمات را بسازد.

– اشتباهات ثابتی در خواندن و هجی کردن دارد.

– مشکلاتی در به یاد آوردن توالی ها و گفتن زمان دارد.

– در یادگیری مهارت های جدید کند است.

– در برنامه ریزی مشکل دارد.

کلاس پنجم تا سوم راهنمایی

– در یادگیری پیشوندها، پسوندها، ریشه کلمات و سایر روش های خواندن کند است.

– از خواندن با صدای بلند پرهیز می کند.

– در ریاضیات با مسأله های نوشتنی مشکل دارد.

– در قسمت واحدی از یک متن نوشته شده یک کلمه را به صورت های مختلفی هجی می کند.

– از تکالیف خواندنی و نوشتنی پرهیز می کند.

– در به یادآوری و درک آنچه خوانده است، مشکلاتی دارد.

– کارها را به کندی انجام می دهد.

– مشکلاتی در درک، یا تعمیم دادن مفاهیم دارد.

– دستورات و اطلاعات را اشتباه می خواند. هالامان ترجمه ماهر – 1380)

کودکان دیر آموز :

اکثر کودکانی که با نام دیر آموز شناخته میشوند بر خلاف تصور اطرافیان ومربیان فاقد استعداد نیستند بلکه مطالب را دیرتر از

سایر کودکان فرا می گیرند. تعدادزیادی از این گروه با استفاده از روش های خاص آموزشی به تدریج به پای سایر

کودکان می رسند. کودک دیر آموز نیز مانند هر کودک دیگر باید از آموزش و پرورش صحیح ومناسب خود استفاده کند.

مربیان باید این گونه کودکان را به سرعت سناسایی نمایند و با ترتیب ساعاتی فوق العاده و تکرار و غنی سازی برنامه

مدرسه را برای آنان چون زندانی سرد ومحیطی غیر قابل پذیرش نسازند. تعداد این قبیل دانش آموزان در مدارس بسیار

است که توجه مدرسه و مربی می تواند به سهولت مشکل آنان را بر طرف سازد و تحصیل ومدرسه را برای آنان قابل هضم نماید.

بسیاری از کودکان دیر آموز ممکن است پس از مدتی چون سایر کودکان وحتی بهتر از آنان دروسی مختلف را فرا گیرند.

نباید فراموش کرد که نوابغ ودانشمندانی چون ادیسون و نیوتن در آغاز کودکی جز کودکان تنبل و دیر آموز بوده اند ولی

بعد ها شکوفایی خاصی در آنان ظاهر گشته است. نقصان توانایی فرد در فراگیری ممکن است معلول برخی مسایل

جز ءی باشد که با بر طرف شدن علت کودک به حال عادی خود برگرددو در فراگیری حتی بهتر از دیگران شود. لذادر این

مورد نباید شتاب کرد وبا عناوینی چون تنبل و کودن آینده وی را خراب نمود.

 

دیر آموزی را نباید خصلتی فطری دانست بلکه ممکن است معلول بیماری تعلیم وتربیت ناصحیح ،محیط خانوادگی

نامناسب ،فقر غذایی ،بی دقتی وحتی رفتار ناصحیح مربی و اطرافیان ،رفع علت وکوشش در رغبت در دانش آموز

در اکثر موارد نتیجه ای مفید داشته است.

جداسازی کودکان دیر آموز از سایر کودکان وتشکیل کلاس جداگانه برای آن ها صحیح نیست وباید به آنان در میان کودکان

دیگر با توجهی بیشتر آموزش داد. ضمنا مربیان و پدران و مادران این گونه کودکان نباید توقعی ما فوق استعدادوامکان

از آنان داشته باشند وباید مقدورات وقدرت آن ها را در نظر گیرند. توجه به بهداشت روانی همچنین خانواده و محیط زندگی

این گونه کودکان را نباید از نظر دور داشت.

 

کودکان دیرآموز گاهی ازآن جهت که نمی توانند خود را با کلاس و همکلاسان وفق دهند منزوی می گردند. در بازی های

گروهی شرکت نمی کنند وبیشتر به تماشای بازی تا شرکت در آن رغبت نشان می دهند. مربی بایددر این مورد

وی را بهشرکت در بازی تشویق کند. حتی در مواردی مربی میتواند با شرکت خود در بازی وطلب کمک از دانش آموز

منزوی وب رابه شرکت در بازی راهنما کرد.

کودکان دیر آموزممکن است گاهی بر عکس شرور و پرخاشگر کردند وبه سبب ناهماهنگی با کلاس وسرزنش مربی نوعی نا سازگاری در آنان به وجود آید وبکوشندتا از طریق پرخاشگری، دروغ گویی،

خیالبافی و گفتن مطالبی که صحت ندارد به جبران حقارتی که به سبب ناهماهنگی باکلاس وسرزنش مربی احساس نموده اند از این طریق بین هم کلاسان کسب شخصیت کنند.

نباید فراموش کرد که کودکان دیر آموز چون سایر کودکان می اندیشند، استدلال می کند ودوست دارد که از نظریاتش

استفاده شودو به افکارش احترام گذارند. (پاکزاد 1368)

مشکلات املا نویسی :

مشکلات املا نویسی انواع مختلفی دارد که عبارتند از جا انداختن کلمات – وارونه نویسی – غلط نویسی حروف – ننوشتن

حروف ع – اشتباه در نوشتن کلمات استثنا مانند (حمزه – خوا – و – ئ ) – اضافه نویسی حرف – ننوشتن تشدید –

اشتباه سمعی و تلفظی – کم و زیاد گذاشتن دندانه – اشتباه نوشتن شکل ظاهری حروف – اشتباه در نوشتن

رسم الخط جدا نویسی – متصل نویسی کلمات – کم و زیاد سر کج – قرار دادن ه در آخر کلمات –

علل مشکلات املا نویسی :

برخی از اشکالات عمده دانش آموزان به صورت آموزشی می با شد. اشتباه نویسی در شکل ظاهری حروف نوشتن

که در موقع تدریس هر درس بر این کلمه هایی که دانش آموزان اشکال دارند باید بیشتر تمرین و تکرار شوند که اغلب

این ها کلماتی هستند که دانش آموز آن را خوب یاد نگرفته ویا در ذهنش نیست.

ضعف حافظه دیداری – یعنی این که دانش آموز شکل کلمه را در ذهن خود فراموش می کند.

ضعف آموزشی – یعنی این که فرد طریقه نوشتن صحیح را خوب یاد نگرفته است.

وارونه نویسی کلمه را وارونه می نویسد ضعف در دقت – قرینه نویسی- ضعف در حساسیت شنیداری

جدول غلط های املایی و نوع آن
 

نارسا نویسی :

اصطلاح نارسا نویسی در مورد کودکانی به کار می رود که به رغم داشتن هوش طبیعی بسیار بد می نویسد. این کودکان

از نظر جسمی و حسی مشکل قابل ملاحظه ای ندارند. از امکانات محیطی – آموزشی مناسبی برخوردارند و دارای

نابهنجاری شدید رفتاری نیستند و در عین حال پیشرفت آموزشی آنها نسبت به بهره هوشی ،سن و امکانات آموزشی

شان به مراتب کمتر است. آنان در یک یا چند ماده درسی که مربوط به نوشتن و املا است به وضوح مشکل دارند

.نارسا نویسی اختلاللی ویژه در یادگیری محسوب می شود. نارسا نویسی در مورد کودکانی به کار می رود که

به رغم برخورداری از هوش طبیعی بسیار بد می نویسند معمولا این کودکان از نظر حواس بینایی،شنوایی و…سالم هستند

. از امکانات خانوادگی و آموزشی وبه طور کلی از محیط مناسبی برخوردارند دارای نابهنجاری شدید اخلاقی نیستند.

با وجود همه این ها پیشرفت آموزشی و درسی آنها به طور قابل ملاحظه ای کمتر از بهره هوشی  سن و امکانات آموزشی

است که آنها از آن برخوردارند.این دسته از دانش آموزان در یک یا چند ماده درسی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم

به نوشتن املا مربوط است مشکل دارند.

به طور معمول به دانش آموزانی برچسب نارسایی زده می شود که دوسال اول دبستان را پشت سز گذاشته باشند

و به نوشتن غلط های فاحش وزیاد ادامه دهند.این دانش آموزان طبقه ای ازدانش آموزان با اختلافات ویژه یادگیری را

تشکیل می دهند.

باید به خاطر داشت که در بسیاری از موارد مشکلات نوشتن (رو نویسی)و املا (دیکته) دانش آموزان ممکن است

به علت تدریس ناکافی ونادرست معلمان تازه کار که خود از آموزش کافی برخوردار نیستند باشد ویا به دلایلی

مانند غیبت های طولانی  ومکرر دانش آموز یا معلم ،تغییر مدرسه،کلاس های پرجمعیت،روابط نامطلوب معلم و

دانش آموز وبرنامه درسی نامناسب ومانندآنه باشد که در این صورت مشکل دانش آموز با تعریف مذکور تطابق

ندارد واحتمالا با رسیدگی به وضع موجود واصلاح آن برطرف می شود.(سیف نراقی و نادری 1374صص289و299)

 

تشخیص نارسا نویسی مستلزن توجه به مراحل زیر است:

1-اندازه گیری سطح هوش کودک

2-آمایش عصبی ونیز حواس پنج گانه

3-بررسی امکانات ومحدودیت های آموزشی(کلاس مدرسه)؛برای مثال شیوه تدریس معلم نمره های درسی ،غیبت

دانش آموز،جمعیت کلاس و…

4-بررسی لازمبه منظور آگاهی از وجود یا نبود نابهنجاری های عاطفی ورفتاری در خانواده و مدرسه 5-بررسی لازم

در زمینه مواردی که در مبحث علل به آن ها اشاره کردیم مواردی از قبیل مهارت خواندن ،ادراک فضایی

،هماهنگی چشم و دست ،برتری جانبی،حافظه بینایی و شنوایی و…(هالاهان ترجمه جوادیان)

درمان اختلالات یادگیری :

رفتاردرمانی

روان درمانی

کاردرمانی ذهنی

گفتار درمانی  و  یکپارچه سازی حسی

 

فعالیتهای درمانی بکاررفته:

بیو فیدبک

تحریکات وستیبولار

تحریکات حسی (سطحی، فشاری، عمقی) در اندامها و بدن

تقویت مهارتهای ادراکی-حرکتی

تقویت مهارتهای ارتباطی (کلامی و غیرکلامی)

تقویت مهارتهای خودیاری

تقویت مهارتهای شناختی و ترسیمی (پاکزاد 1376)

نکاتی در مورد املا نویسی :

– فضا سازی ایجاد فضای آرام شاد ولذت بخش

– پس از بازی های شاد وقت مناسبی برای املا می باشد بنابراین می توان بعد از زنگ ورزش در برنامه املا را گنجاند

تا دانش آموز از این درس لذت ببرد.

– طرح املای خلّاق علاقه بچّه ها را به این درس بیشتر می کند.

– از املای یک سویه پرهیز شود.

– گاهی استراحت میان املا ضروری است. (همان )

درمان اختلالات املا نویسی

تقویت حافظه دیداری ،تقویت حافظه شنیداری ،تقویت عضلات وماهیچه دست برای تند نویسی از جمله کارهایی است

که باید برای دانش آموزان انجام شود از قرار زیر است.

– مچاله کردن کاغذ یا روزنامه باطله به شکل سرگرم کننده ویا به حالت مسابقه بین والدین وفرزند

– بازی با خمیر بازی ویا گل مجسمه سازی

– برش اشکال هندسی وغیره بر روی کاغذ ومقوا به وسیله قیچی کوچک

– بازی با راکت پینگ پنگ جهت تقویت مچ دست

– پیچاندن نخ دور قرقره

– تغذیه مناسب وپر کالری (همان )

جهت تقویت هماهنگی بین دیدن وحرکت وافزایش دقت

– نشانه گیری به وسیله توپ یا پرتاپ توپ به داخل سبد

– تیله بازی

– پرتاپ حلقه های پلاستیکی برروی تیرکهای عمودی

– تیراندازی ونشانه گیری توسط تفنگ های پلاستیکی

– نخ کردن سوزن درشت وبه تدریج سوزن ها کوچک تر کردن سوزن

– ردکردن مهره های توخالی از نخ وساختن گردنبند

– حمل لیوان پر از آب هنگام راه رفتن وتلاش در نریختن آب از لیوان

– دوخت ودوز ساده

تقویت حافظه دیداری و شنیداری

– بازی نشان دادن تصاویر رنگی وسپس پنهان ساختن تصویر و از کودک درباره آن سوال کردن

– چندین کارت مصور را به کودک نشان می دهیم.پس از این که کودک به آن نگاه کرد وآن را به خاطر سپرد

از او می خواهیم که چشمان خود را باز کرده و بگوید کدام کارت حذف شده است.

– همین بازی را می توان در ترتیب چیدن کارتها انجام داد وجای آنها را عوض کرد و کودک باید بگوید کدام دو کارت

جابه جا شده است.

– بازی معروف دیدن اشیا اتاق وپنهان ساختن یکی از اشیا اتاق وقتی کودک بیرون رفته باشد آن گاه کودک به اتاق

آمده و باید حدس بزند کدام شی پنهان شده است.

– به او اشیا مختلف را نشان داده ونام می بریم وسپس از او می خواهیم نامشان را به یاد آورده وبگوید.

– لیوانهای هم اندازه را با مقادیر مختلف آب پر می کنیم تا ضربه زدن به آنها نت های موسیقی مختلفی تولید شود؛

پس از چند بار تمرین کودک باید با چشمان بسته صدای مخصوص هر لیوان را تشخیص دهد.

-ضبط صداهای مختلف (گریه،خنده وضربه به اشیا مختلف و…) وپخش مجدد آنها وتشخیص صدا از طرف کودک.

-ضبط صدای کودک هنگام خواندن کلمات و پخش مجدد آنها و یافتن کلمه مورد نظر پس از شنیدن صدای خودش از ضبط صوت.

– گوش دادن به صدای ضعیف رادیو وضبط وپس از آن بازگو کردن آنچه شنیده است.

– برای  درمان نارسائی های ادراکی(به ویژه ادراک بصری اشکال دو بعدی):

– استفاده از لوح های آموزشی شکل های ساده و پیچیده وکپی کردن آن شکل ها به دفعات (خطوط

ساده،صاف ومستقیم،منحنی ،دایره،چند وجهی و…

– پرکردن شکل های نقطه چین یا نقاشی حیوانات و…که به شکل نقطه چین رسم شده است.

– استفاده از تصاویردرهم ومبهم وپیدا کردن اشیا یا حیوانات به خصوص در تصاویر شلوغ.

– رسم ناقص حروف (در اندازه های درشت و ریز و کامل کردن انها توسط کودک

برای بهبود نارسایی در هجی کردن و صدا کشی می توان از روش های زیر استفاده کرد:

– استفاده از هجاهای بی معنی ساده (مثل ال-اب –ات-اج و…)و سپس هجاهای مشکل تر و دوبخشی

(تی تی-زازا-بی باسی باو…)

می توان از کودک خواست اولین حرف چند کلمه را بنویسد در صورت موفقیت دوحرف اول یا دوحرف آخرکلمه

را تشخیص داده و بنویسید.

نتیجه گیری :

می توان از راه تشخیص و شناسایی درست و زود هنگام وبا استفاده از آموزش راهبرد های مناسب و در نظر گرفتن

سبک یادگیری و ویژگی های روان شناختی هر کودک به این گروه از دانش آموزان کمک کرد. با توجه به موارد

ذکر شده در مقاله وعلل وطرز درمان  اختلالات یادگیری قابل درمان هستند بنابراین معلم حساس وفعال و

خلاق می تواند شاگردانی که اختلال یادگیری دارند را بهبودبخشد. با آرزوی موفقیت همه معلمان زحمت کش .

 

 

کلیدهای آموزشی ، اگر قفل مشکلات آموزشی را باز نکنند، در آن ها هم نمی شکنند. این کلیدها در واقع نکته های باریک تر از مویی هستند که رعایت آن ها به بهبود مدیریت کلاس درس می انجامد

·        سعی کنید چشم خود را به داشته های دانش آموزان بدوزید ، نه به نداشته های آنان.

·        همه به محرک نیاز دارند ، تشویق نوعی محرک است .

·        اگر دانش آموز درسی را خوب بفهمد ، از آن درس و کلاس راضی است .

·        انتقاد سازنده را همیشه با بیان یکی از ویژگی های مثبت دانش آموز آغاز کنید.

·        رفتار را سرزنش کنید ، نه شخصیت را . شما را دوست دارم ، اما کار شما را دوست ندارم .

·        برای تسلط بر دانش آموزان ، ابتدا باید بر خودمان مسلط باشیم .

·        همه ی شاگردان را حد متوسط بدانیم و انتظار معجزه از آن ها نداشته باشیم .

·        در وجود دانش آموز ضعیف یا بد ، خوبی ها را بجویید و آن ها را تقویت کنید.

·        هرگز دانش آموز را به کاری که نمی توانید ، تهدید نکنید؛ چرا که او طرف برنده خواهد شد.

·        فرمول تنبیه را پاک کنید و فرمول تشویق را جایگزین کنید.

·        بهداشت کلامی خود را رعایت کنید.

·        دانش آموزان آن گونه که ما می خواهیم نمی شوند ، بلکه آن گونه که هستیم می شوند.

·        برای رسیدن به هدف های خود در کلاس ، مثبت فکر کنید.

·        برای اثر گذاری بر دانش آموزان ، ابتدا باید بر خواسته های آن ها توجه کنید .

·        یاد ندهیم ، از هم یاد بگیریم . حاکم شدن یک سلیقه ، نه شدنی است نه مطلوب .

·        چشم دانش آموز به رفتار ما و گوش او بر گفتار ماست . پس باید مواظب باشیم چه می کنیم و چه می گوییم .

·        با روش تدریس دیروز نمی شود دانش آموزان امروز و فردا را آموزش داد.

·        نظم کلاس نتیجه ی تدریس خوب است و تدریس خوب نتیجه ی طرح درس خوب .

·        بهترین پادزهر معلم برای بد رفتاری دانش آموز این است که مایل باشد به دانش آموز کمک کند.

·        برای آنکه به ذهن دانش آموز راه یابند ، ابتدا باید به دل او راه پیدا کنید.

·        برای آنکه به ذهن دانش آموز راه یابید ، ابتدا باید به دل او راه پیدا کنید.

·        تکالیف باید تابع توان دانش آموز باشد و مایه ی سرگرمی ، نه مایه ی عذاب .

 1- مد‌یریت برنامه‌های آغازین

2- مد‌یریت زنگ تفریح

3- مد‌یریت شناخت فراگیران

4- مد‌یریت حضور و غیاب

5- مد‌یریت طراحی سایر برنامه‌های کنترلی

6- مد‌یریت برنامه‌ریزی و سازماند‌هی فعالیت‌های آموزشی

7- مد‌یریت بهره‌جویی از ارتباطات عاطفی و کلامی مناسب با فراگیران

8- مد‌یریت ایجاد‌ و اعمال ارتباطات، مناسب با فراگیران و همکاران

9- مد‌یریت اعمال روش‌های انضباطی

10- مد‌یریت ایجاد‌ انگیزه د‌ر میان فراگیران، شامل تشویق و

تأکید‌ بر ویژگی‌های مثبت آنان

11- مد‌یریت بهره‌جویی از تجربه‌ها و اند‌یشه‌های د‌یگران

12- مد‌یریت زمان

13- مد‌یریت برخورد

14- مد‌یریت آشناسازی همکاران با آخرین یافته‌های علمی

و پژوهشی و بهره‌جویی از این یافته‌ها

15- مد‌یریت بهره‌جویی از اختیارات تفویض‌شد‌ه

16- مد‌یریت ایجاد‌ گروه های د‌انش‌آموزی د‌ر امور مد‌رسه

17- مد‌یریت تشکیل و بهره‌جویی از شورای د‌انش‌آموزان د‌ر کارهای مد‌رسه.

این 17 محور د‌ر واقع نشان د‌هند‌ه آن است که تمام مسؤولیت‌ها و کارهای

یک معاون مد‌رسه به تمام معنا مد‌یریتی است و معاون مد‌یر میانی مد‌رسه است

و بی‌شک چرخ اد‌اره و رهبری مد‌رسه، بد‌ون اراد‌ه و تد‌بیر او نخواهد‌ چرخید‌.

هر یک از این 17 محور به شاخه‌های گوناگون تقسیم می‌شود‌ که پیشبرد‌

اهد‌اف مورد‌نظر بسیار نقش اساسی را ایفا می‌نمایند‌.

یک معاو با تقسیم‌بند‌ی هر یک از این محورها می‌تواند‌ برای اد‌اره

مد‌رسه خود‌، تد‌ابیر مناسبی را د‌ر نظر بگیرد‌. مسلماً با همکاری

سایر همکاران و اولیا و د‌انش‌آموزان و از همه مهم‌تر خود‌ فراگیران

می‌توان مد‌رسه‌ای پویا، پرتحرک و هد‌فمند‌ به همراه جلوه‌هایی از

الفت و د‌وستی و تفاهم د‌ر کنار آموزش بنیان نهاد‌.

 

 

 

مثلا این سه کلمه را با کسره وپشت سر هم  طوری که به حرف میم که می رسید محکم تر بگویید. ( مثنوی معنوی مولوی )وبچه ها هم تکرار کنند. 

 یا این که کلمه خواجه عبدالله انصاری را در داخل عدد پنج بنویسید یعنی مربوط به قرن 5 است.

یا اینکه این کلمه ها را که به حرف (ش) می رسد پررنگ تر ومحکم ادا کنید. (گلشن راز شبستری قرن هشت )وحرف (س) را در اینجا غلیظ تر بگویند. ( گلستان وبوستان سعدی  ) یا اینکه کنار کلمه گلستان ،گل بکشند که یک برگ دارد داخل گل بنویسند نظم وداخل برگ بنویسند نثر یعنی کتاب گلستان هم نظم وهم نثر دارد.وکنار بوستان درختی بکشند داخل درخت بنویسند شعر یعنی بوستان فقط نظم است.

 

واما چند مثال برای  دیگر آثار:

نادر ابراهیمی، دور از خانه ،خانه ای برای شب ساخت وبا سه دیدار ،کلاغها ،و سنجاب ها را در قصه های ریحانه خانم،ملاقات کردوقصه سار وسیب را سرود. 

قیصر امین پور ،به قول پرستو ،در کوچه آفتاب ،بود که مثل چشمه مثل رود ، جوشید ودر آینه های ناگهان ،

تنفس صبح را آغاز کرد. 

محمود کیانوش ،بنیان گذار شعر کودک ،میگه: نوک طلایی در باغ ستاره ها ،زبان چیزها را آموخت و

آفتاب خانه ماشد. 

محمد جواد محبت ،در کوچه باغ آسمان گفت : بابال این پرنده سفر کن ویک دفعه رگبار کلمات ریخت. 

نصرالله مردانی ،هم که خون نامه خاک را با ستیغ سخن نوشت وبا آتش نی ، قیام نور را راه اندازی کرد. 

نیما یوشیج که همان علی اسفندیاری است وپدر شعر نو ، گفت: ای شب ، افسانه و قصه رنگ پریده را گوش کن. 

نظامی این مرد داستان پرداز 6تا ملخ گرفت. (یعنی در قرن 6 می زیست و هر یک از حروف ملخها به یکی از کتابهای او اشاره دارد. ) م  مخزن الاسرار   ل  لیلی ومجنون   خ  خسرو وشیرین  ه  هفت پیکر  

والف  اسکندر نامه   

دکتر علی شریعتی ،در کویر ،اسلام شناسی را نوشت وگفت : فاطمه فاطمه است. 

طاهره ایبد به هوای گل سرخ رفت به باغچه توی گلدان. 

سید جعفر شهیدی ، تنها نبود به همراه ابوذر وسجاد و فاطمه و زینب ،انقلاب بزرگ را نوشت وبا توجه به محدودیت در اسلام گفت: جنایتکاران به چه می اندیشند؟

 


صفحه قبل 1 2 3 4 5 … 8 صفحه بعد


خبرنامه وب سایت:


آمار
وب سایت:
 

بازدید امروز : 248
بازدید دیروز : 808
بازدید هفته : 5460
بازدید ماه : 5460
بازدید کل : 353113
تعداد مطالب : 821
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 3

………………….
……………………………………………………………….
………………………………………………………….

……………………………………………………………………………

………………………………………………………………………….


تیتراژDownloads-icon


مقدمهDownloads-icon


ستایشDownloads-icon


آفرینش همه تنبیه خداوند دل است Downloads-icon


سفرDownloads-icon


عجایب صنع حق تعالیDownloads-icon


پروازDownloads-icon


مثل آینه کار و شایستگیDownloads-icon


باغبان نیک اندیشDownloads-icon


همنشینDownloads-icon


دریچه شکوفاییDownloads-icon


آداب زندگیDownloads-icon


شو خطر کنDownloads-icon


پرتو امیدDownloads-icon


هم‌زیستی با مام میهنDownloads-icon


دور اندیشیDownloads-icon


راز موفقیتDownloads-icon


آرشی دیگرDownloads-icon


نیک رایانDownloads-icon


زن پارساDownloads-icon


دروازه ای به آسمانDownloads-icon


پیام‌آور رحمتDownloads-icon


سیرت سلمانDownloads-icon


آشنای غریبانDownloads-icon


پیدای پنهانDownloads-icon


بود قدر تو افزون از ملائکDownloads-icon


آرزوDownloads-icon


شازده کوچولوDownloads-icon


دو نقاشDownloads-icon


بیا تا برآریم دستی ز دلDownloads-icon


 دانلودDownloads-icon


https://s5.picofile.com/file/8152234042/k…3.pdf.htmlDownloads-icon


https://s5.picofile.com/file/8152234218/k…i.pdf.htmlDownloads-icon


دانلودDownloads-icon


دانلود Downloads-icon


دانلودDownloads-icon


دانلود Downloads-icon


بودجه بندی کتاب فارسی هفتمDownloads-icon


فصل هفتم-Downloads-icon


بخش اول – 1 مگابایتDownloads-icon


بخش دوم – 3.4 مگابایتDownloads-icon


بخش سوم – 1.95 مگابایتDownloads-icon


بخش چهارم – 1.73 مگابایتDownloads-icon


بخش پنجم – 2.77 مگابایتDownloads-icon


بخش ششم – 2.35 مگابایتDownloads-icon


بخش هفتم – 2.67 مگابایتDownloads-icon


بخش هشتم – 2.41 مگابایتDownloads-icon


بخش نهم – 2.87 مگابایتDownloads-icon


دفترچه سوالات سوم راهنماییDownloads-icon


دفترچه سوالات پایه هفتم Downloads-icon


PDFDownloads-icon


PDFDownloads-icon


بخشنامه اصلاحیه بودجه بندی پایه هفتمDownloads-icon

گروه اسمی (ویژۀ متوسطه اول)

گروه اسمی چیست ؟  هرگاه یک اسم در جمله یا عبارت قرار گیرد؛ تشکیل یک گروه اسمی می­دهد.( به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند)

*نکته هرگاه گروه اسمی در جمله قرار گیرد یک نقش دستوری ( نهاد، مسند، مفعول، متمم،  بدل و … ) خواهد داشت.

درمبحث دستور وگروه اسمی  ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه است .

مثال : واژۀ مداد در تمام موارد زیر گروه اسمی است.  ” من  مداد را خریدم ”   –   ” من مداد مشکی را خریدم ”  –   ” من چهار مداد مشکی را خریدم ”  چگونه هسته را تشخیص دهیم

توجّه : در هر گروه اسمی فقط و فقط یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد .پس وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .

چگونه یک گروه اسمی را در جمله تشخیص دهیم ؟

به این جمله دقت کنید :

من، برای خرید کفش به بازار رفتم .

سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟

پاسخ : 3 گروه     1- من      2- خرید کفش    3- بازار

من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .

خرید کفش ، پس از حرف اضافۀ ” برای ” قرار گرفته و متمم است . که “خرید ” در این جا هسته و “کفش ” وابسته است.

بازار ، پس از حرف اضافۀ ” به ” قرار گرفته و متمم است .

    *  پس شما اگر بتوانید نقش های دستوری را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .

1- خرید کتاب : اگر کلمه ای را دیدید که با کسره به کلمه ی پس از خود متصل می شوند ،  آنها گروه اسمی هستند .

و در چنین گروه­هایی اولین کلمه ای که کسره می گیرد ” هسته ” و سایر  کلمات وابسته هستند .

مثال : در گروه ” مداد مشکی من ” مداد ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته هستند .  

  در گروه اسمی  ” این خانه ی بزرگ ”     هسته ←  خانه          وابسته ی پیشین ← این            وابسته ی پسین ← بزرگ

نتیجه : پس وابسته ها پیش یا پس از اسم قرار می گیرند . از همین رو وابسته های را به دو گروه تقسیم می کنند .

1- وابسته های پیشین               2- وابسته های پسین

وابسته های پیشین

1-      صفت اشاره :  کلماتی مانند :  این ، آن ، همین ، همان ، چنین ، چنان ، آن گونه ، این گونه  و …. که برای اشاره کردن به چیزی استفاده می شوند.

این کتاب ، آن دوست ، همین خانه ، همان مداد ، همین ماشین ، چنین مردی ، چنان کاری

دقت کنید ، این کلمات زمانی صفت هستند که همراه اسم به کار روند و گرنه به تنهایی ضمیر هستند .

مثال : برادرم آن را برداشت . در این جا کلمه ی ” آن ” به یک چیزی که نامش نیامده اشاره دارد ، یعنی به جای آن کلمه آمده است و ضمیر نام دارد . ولی اگر بگوییم ” برادرم آن ساعت را برداشت ” آن” صفت است زیرا همراه یک اسم ( ساعت ) به کار رفته است .

2-      صفت پرسشی:  هرگاه واژه های « کدام ،کدامین، چه ، چه قدر، چه اندازه ،چه مقدار ،چند، چندم ،چندمین  و….» همراه با اسم بیایند «صفت پرسشی» نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند.

 مثال:   کدام  كتاب  را دوست داري؟  ( صفت اشاره )                  كدام را دوست داري ؟ ( ضمیر اشاره )

۳)  صفت  مبهم: هرگاه نشانه های مبهم « هر،همه،هیچ،فلان، چندین، خیلی، کمی، بسیاری، قدری، برخی، بعضی ،پاره ای، چندان ،…» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اند و اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «ضمیر مبهم» اند.

*به این دلیل صفت مبهم گفته میشوند که اطلاعاتی که دربارۀ هسته می دهند دقیق نیست.

 مثال:           همۀ مردم آمدند . همه همراه با اسم است پس ← صفت مبهم

                        همه ،  آمدند . همه ، همراه با اسم نیست پس ← ضمیر مبهم

 نکته: هرگاه « چند، چندین ، هیچ » مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشانه مبهم نیستند و صفت پرسشی به حساب می آیند .

                   مثال:      هیچ  عاقلی  را  می شناسی؟

یعنی در تشخیص این گونه مباحث باید به معنا توجه لازم و کافی کرد .

 ۴) صفت تعجبی: هرگاه واژه های «چه، ،عجب،چقدر» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند.

      مثال:     چه کار خوبی کردی !  ( چه وابستۀ پیشین و صفت تعجبی است . کار هسته است)

همچنان که مثلاً  کلمۀ ” چه ” می تواند صفت پرسشی یا صفت تعجبی باشد . به مثال ها توجه کنید .

چه کتابی خریدی ؟  (چه ، صفت پرسشی است)              –                  چه کتاب زیبایی !    (چه ، صفت تعجبی است )

  ۵) صفت شمارشی:  دو  نوعند

چگونه هسته را تشخیص دهیم

الف)صفت شمارشی اصلی: هر گاه اعداد یک (1 ) تا بی نهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی بیایند «ضمیر شمارشی»اند.                     مثال   :  یک مسلمان نباید دروغ بگوید . یک وابسته پیشین و صفت شمارشی اصلی است .   چهار کتاب خریدم.

 ب) صفت شمارشی ترتیبی: عددی است که با لفظ «-ُمین» یا «-ُم» همراه است . عددی که با «_ُمین» همراه می شود  وابسته پیشین و عددی که با « -ُم» همراه می شود وابسته پسین است.

  مثال:    چهارمین سال تولد برادرم را جشن گرفتیم .              (چهارمین  وابستۀ پیشین و صفت شمارشی است . سال هسته است )

    خرداد ، ماه سوم سال است .                ( سوم وابسته ی پسین و صفت شمارشی است . ماه هسته است )

  وابسته های پسین

1) «ی » نشانه ی نکره:     کتابی خریدم   

2) نشانه های جمع:   دوستان  ،  کتابها

3)صفت شمارشی ترتیبی(همراه با پسوند -م):  کتاب چهارم  

4) صفت بیانی:  کتاب سودمند ، دفتر بزرگ

5) مضاف الیه : کتاب درس  ،  دفتر ریاضی

*ترکیب وصفی: به ترکیبی گفته می شود که در آن “صفت” وجود داشته باشد. به کلمه ای که به برایش صفت می آوریم “موصوف” گویند

**ترکیب اضافی: هر گاه دو اسم با کسره به هم وصل شوند به آن ترکیب اضافی گویند در این ترکیب به اسم دوم “مضاف الیه” گویند.

*** روش تشخیص صفت بیانی از مضاف الیه ( ترکیب وصفی و ترکیب اضافی )

1- در این روش به آخر کلمۀ دوم “تر ”  اضافه می کنیم. اگر عبارت معنی دهد، ترکیب وصفی و اگر عبارت معنی ندهد، ترکیب اضافی است.

مانند :   مادرِ ساسان  ←   مادر ساسان­تر          عبارت معنی نمی دهد.( ترکیب اضافی)

           مادرِ دلسوز  ←   مادر دلسوزتر است.           عبارت معنی می دهد .( ترکیب وصفی )

2- در ترکیب وصفی می­توان به موصوف (کلمۀ اول) « ی » نکره اضافه کرد بدون اینکه معنا ناقص شود ولی در ترکیب اضافی نمی توان.

مثال:    دستِ زیبا ←    دستی زیبا              عبارت معنی می دهد . ( ترکیب وصفی )  

          کتاب محسن  ←      کتابی محسن عبارت معنی نمی دهد . ( ترکیب اضافی )

*روش تشخیص هسته از وابسته در گروه اسمی:

در گروه اسمی هسته به دو روش زیر شناخته می شود:

الف) اگر گروه اسمی از یک واژه بیشتر باشد،اوّلین واژه ای که نقش نمای کسره (-ِ) می گیرد هسته است.     باغِ انارِ مردِ همسایه

ب) اگر هیچ کدام از واژه ها نقش نما(-ِ) نداشته  باشد؛ آخرین واژه در آن گروه، هسته است.                 همان چهار رادیو

 

تهیه وتنظیم از نوید دهواری دبیر مدارس سراوان

گروه اسمی

گروه اسمی چیست ؟  هرگاه یک اسم در جمله و عبارت قرار گیرد تشکیل یک گروه اسمی میدهد.( به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند)

نکته هرگاه گروه اسمی در جمله قرار گیرد یک نقش دستوری ( نهاد، مسند، مفعول، متمم، منادا،  بدل و … ) خواهد داشت.

درمبحث دستور وگروه اسمی  ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم .

مثال : واژۀ مداد در تمام موارد زیر گروه اسمی است.  ” من  مداد را خریدم ”   –   ” من مداد مشکی را خریدم ”  –   ” من چهار مداد مشکی را خریدم ”  چگونه هسته را تشخیص دهیم

توجّه : در هر گروه فقط و فقط یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد .پس وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .

چگونه یک گروه اسمی را در جمله تشخیص دهیم ؟

به این جمله دقت کنید :

من برای خرید کفش به بازار رفتم .

سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟

پاسخ : 3 گروه     1- من      2- خرید کفش    3- بازار

من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .

خرید کفش ، پس از حرف اضافۀ ” برای ” قرار گرفته و متمم است . که “خرید ” در این جا هسته و “کفش ” وابسته است.

بازار ، پس از حرف اضافۀ ” به ” قرار گرفته و متمم است .

    *  پس شما اگر بتوانید نقش های دستوری را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .

1- خرید کتاب : اگر کلمه ای را دیدید که با کسره به کلمه ی پس از خود متصل می شوند ،  آنها گروه اسمی هستند .

و در یک گروه اولین کلمه ای که کسره می گیرد ” هسته ” و بقیه ی کلمات وابسته هستند .

مثال : در گروه ” مداد مشکی من ” مداد ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته هستند .  

  در گروه اسمی  ” این خانه ی بزرگ ”     هسته ←  خانه          وابسته ی پیشین ← این            وابسته ی پسین ← بزرگ

نتیجه : پس وابسته ها پیش یا پس از اسم قرار می گیرند . از همین رو زبان شناسان وابسته های را به دو گروه تقسیم می کنند .

1- وابسته های پیشین               2- وابسته های پسین

وابسته های پیشین

1-      صفت اشاره :  کلماتی مانند :  این ، آن ، همین ، همان ، چنین ، چنان ، آن گونه ، این گونه  و …. که برای اشاره کردن به چیزی استفاده می شوند.

این کتاب ، آن دوست ، همین خانه ، همان مداد ، همین ماشین ، چنین مردی ، چنان کاری

دقت کنید ، این کلمات زمانی صفت هستند که همراه اسم به کار روند و گرنه به تنهایی ضمیر هستند .

مثال : برادرم آن را برداشت . در این جا کلمه ی ” آن ” به یک چیزی که نامش نیامده اشاره دارد ، یعنی به جای آن کلمه آمده است و ضمیر نام دارد . ولی اگر بگوییم ” برادرم آن ساعت را برداشت ” آن صفت است زیرا همراه یک اسم ( ساعت ) به کار رفته است .

نکته: هرگاه بعد از واژه های اشاره شده مکث کوتاهی شود ، یعنی بتوانیم بعد از آن ها  نشانه ی ” ، ” بگذاریم باز واژۀ  مورد نظر «ضمیر اشاره» است.

  مثال:   این ، مجید است .

2-      صفت پرسشی:  هرگاه واژه های « کدام ،کدامین، چه ،چگونه ،چطور، چه جور ،چه سان، چه قدر، چه اندازه ،چه مقدار ،چند، چندم ،چندمین ،هیچ و….» همراه با اسم بیایند «صفت پرسشی» نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند.

 مثال:   کدام  كتاب  را دوست داري؟  ( صفت اشاره )                  كدام را دوست داري ؟ ( ضمیر اشاره )

۳)  صفت  مبهم: هرگاه نشانه های مبهم « هر،همه،هیچ،فلان، چندین، خیلی، کمی، بسیاری، اندکی ،قدری، برخی، بعضی ،پاره ای، چندان ،…» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اند و اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «اسم مبهم» اند.

*به این دلیل صفت مبهم گفته میشوند که اطلاعاتی که دربارۀ هسته می دهند دقیق نیست.

 مثال:           همۀ مردم    آمدند . همه همراه با اسم است پس ← صفت مبهم

                        همه   ،  آمدند . همه ، همراه با اسم نیست پس ← ضمیر مبهم

 نکته: هرگاه « چند، چندین ، هیچ » مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشانه مبهم نیستند و صفت پرسشی به حساب می آیند .

                   مثال:      هیچ  عاقلی  را  می شناسی؟

همچنان که مثلاً  کلمۀ ” چه ” می تواند ضمیر پرسشی یا ضمیر تعجبی باشد . به مثال ها توجه کنید .

چه کتابی خریدی ؟  (چه ، صفت پرسشی است)              –                  چه کتاب زیبایی !    (چه ، صفت تعجبی است )

یعنی در تشخیص این گونه مباحث باید به معنا توجه لازم و کافی کرد .

 ۴) صفت تعجبی: هرگاه واژه های «چه، ،عجب،چقدر» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند و اگر به تنهایی بیایند ، «ضمیر تعجبی» اند.      مثال:     چه کار خوبی کردی !  ( چه وابستۀ پیشین و صفت تعجبی است . کار هسته است)چگونه هسته را تشخیص دهیم

  ۵) صفت شمارشی:  

الف)صفت شمارشی اصلی: هر گاه اعداد یک (1 ) تا بی نهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی بیایند «ضمیر شمارشی»اند.                     مثال   :  یک مسلمان نباید دروغ بگوید . یک وابسته پیشین و صفت شمارشی اصلی است .   چهار کتاب خریدم.

 ب) صفت شمارشی ترتیبی: عددی است که با لفظ «-مین» یا «-م» همراه است . عددی که با «_مین» همراه می شود  وابسته پیشین و عددی که با « -م» همراه می شود وابسته پسین است.

  مثال:    چهارمین سال تولد برادرم را جشن گرفتیم .              (چهارمین  وابستۀ پیشین و صفت شمارشی است . سال هسته است )

    خرداد ، ماه سوم سال است .                ( سوم وابسته ی پسین و صفت شمارشی است . ماه هسته است )

  ۶) صفت عالی : همۀ صفت هایی که وند «ترین»را به دنبال دارند «صفت عالی» هستند

  مثال:          دیدن  او  بزرگ ترین آرزوی  من است .    (بزرگ ترین وابسته ی پیشین و آرزو هسته است )

  ۷) شاخص:  عناوین و القابی را می گویند که پیش از اسم می آیند . شاخص ها بی هیچ فاصله ای در کنار هسته قرار می گیرند و خود اسم یا صفت هستند و می توانند در جای دیگری هسته گروه اسمی باشند .

   مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام، شهید و

 مثال: دکتر مهدوی وارد شد .                      (دکتر وابسته ی پیشین و شاخص است )

مثال: امام علی (ع) فرمودند  .                      (امام وابسته ی پیشین و شاخص است )

در روز دیگر بحث را با وابسته های پسین ادامه می دهیم و  بحث های یادشده  را در چند متن مهم و راهگشا توضیح می دهیم . یعنی تمرین می کنیم

وابسته های پسین

1) «ی » نشانه ی نکره:   این نشانه اگر به اسمی بچسبد آن را ناشناس می کند.  کتابی خریدم   

2) نشانه های جمع:   دوستان  ،  کتابها

3)صفت شمارشی ترتیبی(همراه با پسوند -م):  کتاب چهارم  

4)صفت تفضیلی: دوست داناتر   

5)مضاف الیه : کتاب درس  ،  دفتر ریاضی

6)صفت بیانی:  کتاب سودمند ، دفتر بزرگ

* روش تشخیص صفت بیانی از مضاف الیه ( ترکیب وصفی وترکیب اضافی )

1- در این روش به آخر کلمه ی دوم تر   اضافه می کنیم. اگر عبارت معنی دهد، ترکیب وصفی و اگر عبارت معنی ندهد، ترکیب اضافی است.

مانند :   مادرِ ساسان  ←   مادر ساسان­تر          عبارت معنی نمی دهد.( ترکیب اضافی)

           مادرِ دلسوز  ←   مادر دلسوزتر است.           عبارت معنی می دهد .( ترکیب وصفی )

2- در ترکیب وصفی می­توان به موصوف (کلمۀ اول) « ی » نکره اضافه کرد بدون اینکه معنا ناقص شود ولی در ترکیب اضافی نمی توان.

مثال:    دستِ زیبا ←    دستی زیبا              عبارت معنی می دهد . ( ترکیب وصفی )  

          کتاب محسن  ←      کتابی محسن عبارت معنی نمی دهد . ( ترکیب اضافی )

*روش تشخیص هسته از وابسته در گروه اسمی:

در گروه اسمی به سه روش زیر شناخته می شود:

الف) اگر گروه اسمی از یک واژه بیشتر باشد،اوّلین واژه ای که نقش نمای کسره (-ِ) می گیرد هسته است.     باغِ انارِ مردِ همسایه

ب) اگر هیچ کدام از واژه ها نقش نما(-ِ) نداشته  باشد؛ آخرین واژه در آن گروه، هسته است.                 همان چهار دستگاه رادیو

 

تهیه وتنظیم از نوید دهواری دبیر مدارس سراوان

به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند .

 

گروه چیست ؟ گروه در این جا به معنای اصطلاحی که تا کنون با آن سر و کار داشته اید نیست . یعنی مثلاً ما در زندگی خود تا زمانی که چند چیز در کنار هم قرار نگیرند ، به آن گروه نمی گوییم . مثلاً  ما به مجموع چند نفر گروه می گوییم . ولی هیچ گاه به یک نفر گروه نمی گوییم.

 

توجّه : گروه در زبان فارسی چنین معنایی ندارد . یعنی ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم .چگونه هسته را تشخیص دهیم

 

مثال : ”  مداد ” یک گروه اسمی است . ” مداد مشکی ” هم یک گروه اسمی است . ” چهار مداد مشکی ” هم یک گروه اسمی است .

 

توجّه : در هر گروه یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد .پس وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .

 

چگونه یک اسم را در جمله تشخیص دهیم ؟

 

به این جمله دقت کنید :

 

من برای خرید کفش به بازار رفتم .

 

سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟

 

پاسخ : 3 گروه

 

1- من      2- خرید کفش    3- بازار

 

من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .

 

خرید کفش ، پس از حرف اضافه ی ” برای ” قرار گرفته و متمم است . که “خرید ” در این جا هسته و “کفش ” وابسته است.

 

بازار ، پس از حرف اضافه ی ” به ” قرار گرفته و متمم است .

 

می دانیم که متمم ها همیشه اسم هستند . در کل کلماتی که در نقش های مختلف ( متمم ـ مفعول ـ قید ـ مسند ) قرار می گیرند ، اسم هستند .پس شما اگر بتوانید نقش ها را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .

 

1- خرید کتاب : اگر کلماتی را دیدید که با کسره به کلمه ی پس از خود متصل می شوند ، هسته هستند .

 

یعنی در یک گروه اولین کلمه ای که کسره می گیرد ” هسته ” و بقیه ی کلمات وابسته هستند .

 

مثال : در گروه ” مداد مشکی من ” مداد ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته هستند . مشکی وابسته و من وابسته ی وابسته است .

 

سوال : در گروه ” این خانه ی بزرگ ” هسته و وابسته را مشخص کنید ؟

 

پاسخ : هسته ←  خانه          وابسته ی پیشین ← این            وابسته ی پسین ← بزرگر این بخش به یکی از مشکلات ودلمشغولی بیشتر دانش آموزان می پردازیم چگونگی تست زدن

این کار مانند بسیاری کارهای دیگر نیاز به شناخت انواع تست وآمادگی داشتن وکسب مهارت لازم برای یافتن جواب است به طور کلی تست های ادبیات به چند دسته تقسیم می شوندچگونه هسته را تشخیص دهیم

گروه اول تست های املا ودرست نویسی حل این تست ها نیازمند داشتن گنجینه ی لغاتی پربار وهمچنین مطالعه ی زیاد همراه با یادگیری می باشد به طوری که افرادی که فقط به حفظ مطالب درسی بدون توجه به کاربرد آن ها در زندگی می پردازند این نوع تست ها را درست نمی زنند به طور مثال واژگان با ریشه ی عربی هم خانواده هایی دارند که تنها با دانستن آن می توان کلمات ساخته شده از این کلمات را تشخیص دادمثلا (کلمه ی تفسیر با کلماتی مثل مفسر ومفسرین هم خانواده است )کسی که ریشه ومعنی این واژه را بداند در هم خانواده بودن این کلمات شک نمی کند هر چند در کتاب درسی امسال نباشد پس هر چه بیشتر مطالعه کنیم وبه معنی ومفهوم وکاربرد آنها بیاندیشیم کلمات بیشتری را می شناسیم وبه کار می بریم

گروه دوم .شامل تست های تاریخ ادبیات است این گروه را باید با تکرار وتمرین مداوم در ذهن ماندگار کنیم بعضی افراد برای ماندگار کردن اسامی شاعران ونویسندگان آنها را با هم نام می برند عده ای دیگر قسمتی از این کتابها را مطاله می کنند تا خاطره ای از آنها بسازند در هر صورت شناختن سرمایه های ادبیات وزنده نگاه داشتن نام آنها وظیفه ی همه ی ماست ما نیز با ساختن خلاصه ی زندگی آنان ونصب در کلاس سعی می کنیم در خاطر بسپاریم وروز امتحان تست مربوط به آنها را درست جواب دهیم

گروه سوم نکات دستوری مانند شناخت اجزای جمله .فعل.مفعول . نهاد. مسند ……لازمه ی این بخش توجه به تدریس در کلاس و رفع ابهام در همان جلسه ی مربوط به هر کدام از مباحث دستور زبان وحل تمرین های هر چه بیشتر است به همین دلیل کسانی که در زمان تدریس توجه کافی را ندارند همه چیز برایشان مبهم باقی می ماند طبیعی است در یک کلاس 30نفره وهفته ای فقط 90دقیقه برای تمام بخش های درس فرصت کافی برای حل تمرین توسط همه ی شاگردان نیست به همین منظور تمریناتی در نظر گرفته ایم که به مرور به دانش آموزان می دهیم تا در هر بحثی از نکات دستوری مهارت بیشتری کسب کنند هر چند بعضی مباحث مربوط به زنجیره ی یادگیری سالهای پیش است

گروه چهارم مربوط به درک مفهوم اشعار وجمله های پر معنی وگاهی پیچیده ی کتاب است این بخش به کمک بخش قبلی یا همان نکات دستوری قابل فهم است به گونه ای که کسانی که در شناخت نهاد وفعل ودیگر اجزای جمله مهارت دارند به کمک شناخت معنی واژگان منظور شاعر را زود تر وبهتر درک می کنند نوشتن معنی شعر زیر آنها وحفظ کردنشان عملا قدرت واجازه ی تحلیل وفهم منظور شاعر را از ما می گیرد هر بیت از هر شاعری را باید با تفکر وچینش درست ترتیب اجزای جمله فهمید وبا دیگر ابیات مشابه مقایسه کرد سعی کنیم ابیات متفاوت از شاعران مختلف را مورد بحث قرار دهیم تا مهارت لازم را کسب کنیم

  

گروه

واژه ها ي پي در پي را كه در جمله به اتفاق هم يك نقش دستوري ايفا مي كنند ،گروه  مي نامند .

يكي از گروه ها گروه اسمي است كه به توضيح آن مي پردازيم .

معرفي گروه اسمي

گروه اسمي يك واحد نحوي است كه در ساخت جمله درجايگاه هاي نهاد،مفعول ،متمم،مسند،مضاف -چگونه هسته را تشخیص دهیم

اليه،بدل ومنادا قرار مي گيرد وهسته ي آن« اسم» است.گروه اسمي تكرار پذيرترين گروه درجمله است

علت تكرارزياد اين گروه نقش هاي متنوعي  است كه در جمله مي پذيرد .

وجود هسته در گروه اسمي اجباري ووجود وابسته ها اختياري است .

ملاك هاي تشخيص اسم

1- واژه هايي كه در نقش هاي نهاد ،مفعول ،متمم،مسند ،مناداومضاف ٌاليه به كار مي روند.

2-اسم ها -غير از اسم خاص- نشانه ي نكره مي پذيرند . مانند:  كتابي

3-اسم ها جز- اسم خاص – وابسته هاي پيشين مي پذيرند . مثال :اين كتاب

4-اسم ها غير از- اسم خاص- جمع بسته مي شوند . نظير: كتاب ها

چگونگي تشخيص هسته ي گروه اسمي

هرگاه در يك گروه اسمي بيش از يك اسم وجود داشته باشد،تنها يكي از آنها هسته است وآن اسمي

است كه معمولاًمفهوم اصلي گروه اسمي را تشكيل مي دهد .

براي تشخيص آن با يد به موارد زير توجّه كرد.

1- اگر گروه اسمي جايگاه نهاد را اشغال كند ،فعل جمله از نظر شخص وشمار تنها با اسمي مطابقت

مي كند كه نقش هسته را بر عهده دارد.

مثال:«  دبيران مدرسه ي ما فردا در يك جلسه ي عمومي شركت خواهند كرد .»

در اين جمله گروه اسمي “دبيران مدرسه ي ما “نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشكيل شده است كه فعل

جمله تنها با واژه ي “دبيران”مطابقت دارد .

2-ملاك ديگر براي تشخيص هسته ي گروه اسمي اين است كه معمولاًاولين واژه اي كه در گروه اسمي

نقش نماي اضافه مي گيرد ،هسته است .

مثال :”آن دو درخت تنومند همسايه “

۳- اگردر گروه اسمي هيچ كدام از واژه ها  نقش نماي اضافه ندارند ،هسته آخرين واژه است .

مثال :اين چند دانش آموز

هسته

كه  اگر آن را گسترش دهيم ،دانش آموز اولين واژه اي است كه نقش نماي اضافه مي گيرد .

“اين چند دانش آموز ِ زرنگ”

هسته

گروه اسمی :

به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند. .  ممکن است یک واژه یاچند واژه باشد

گروه اسمی به مفهوم اصطلاحی که تا کنون با آن سر و کار داشته اید نیست .  در زندگی  تا زمانی که چند چیز در کنار هم قرار نگیرد ، به آن گروه نمی گوییم. مثلاً  به مجموع چند نفر گروه می گوییم. ولی هیچ گاه به یک نفر گروه نمی گوییم.

گروه در زبان فارسی چنین مفهومی ندارد . یعنی  به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم .

مثال:(درخت)یک گروه اسمی است.(درخت گردو)نیز یک گروه اسمی است .(همین ده درخت گردوی بزرگ )هم گروه اسمی دیگر تشکیل می دهد.

توجّه : در هر گروه یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد . وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .

چگونگی قرارگرفتن یک اسم در گروه اسمی:

به این جمله دقت کنید :

من برای خرید کفش به بازار رفتم .

چگونه هسته را تشخیص دهیم

سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟

پاسخ : 3 گروه

1- من      2- خرید کفش    3- بازار

من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .

خرید کفش ، پس از حرف اضافه ی ” برای ” قرار گرفته و متمم است . که “خرید ” در این جا هسته و “کفش ” وابسته است.

بازار ، پس از حرف اضافه ی ” به ” قرار گرفته و متمم است .

می دانیم که متمم  همیشه اسم است. کلماتی که در نقش های مختلف(متمم ـ مفعول ـ قید ـ مسند ) قرار می گیرند ، اسم هستند . اگر بتوانید نقش ها را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .

1- خرید کتاب:کلمه یاکلماتی  که بایک کسره(نقش نمای اضافه) به کلمه ی پس از خود متصل می شود ، هسته است.

در یک گروه اولین کلمه ای که کسره می گیرد ” هسته ” و کلمه یا کلمات بعد وابسته است.

مثال : در گروه (نقاشی زیبای علی) نقاشی ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته میباشد( .( زیبا وابسته و (علی)وابسته ی وابسته است .

سوال : در گروه ” این خانه ی بزرگ ” هسته و وابسته را مشخص کنید ؟

پاسخ : هسته ←  خانه          وابسته ی پیشین ← این            وابسته ی پسین ← بزرگ

 

نتیجه: پس وابسته ها پیش یا پس از اسم قرار می گیرند . از همین رو زبان شناسان وابسته های را به دو گروه تقسیم می کنند .

1- وابسته های پیشین               2- وابسته های پسین

وابسته های پیشین  :

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

هرگاه در یک گروه اسمی بیش از یک اسم وجود داشته باشد،تنها یکی از آنها هسته است وآن اسمی

است که معمولاًمفهوم اصلی گروه اسمی را تشکیل می دهد .  

برای تشخیص آن با ید به موارد زیر توجّه کرد.  

چگونه هسته را تشخیص دهیم

1- اگر گروه اسمی جایگاه نهاد را اشغال کند ،فعل جمله از نظر شخص وشمار تنها با اسمی مطابقت

می کند که نقش هسته را بر عهده دارد. 

مثال:«  دبیران مدرسه ی ما فردا در یک جلسه ی عمومی شرکت خواهند کرد .» 

در این جمله گروه اسمی “دبیران مدرسه ی ما “نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشکیل شده است که فعل

 جمله تنها با واژه ی “دبیران”مطابقت دارد . 

2-ملاک دیگر برای تشخیص هسته ی گروه اسمی این است که معمولاًاولین واژه ای که در گروه اسمی

نقش نمای اضافه می گیرد ،هسته است .

مثال :”آن دو درخت تنومند همسایه “

۳- اگردر گروه اسمی هیچ کدام از واژه ها  نقش نمای اضافه ندارند ،هسته آخرین واژه است . 

مثال :این چند دانش آموز 

                    هسته

  که  اگر آن را گسترش دهیم ،دانش آموز اولین واژه ای است که نقش نمای اضافه می گیرد . 

“این چند دانش آموز ِ زرنگ”

             هسته

چگونه هسته را تشخیص دهیم
چگونه هسته را تشخیص دهیم
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *